مدحرج ( يكمرد غلطاننده ) اسم فاعل .
و مدحرج ( يكمرد غلطيدهشده ) اسم مفعول .
مستخرج ( يكمرد بيرونآورنده ) اسم فاعل .
و مستخرج ( يكمرد بيرونآوردهشده ) اسم مفعول .
و گاهى در برخى از موارد لفظ اسم فاعل با اسم مفعول مساوى است ولى در تقدير باهم اختلاف دارند مانند الفاظ :
محابّ ( يكمرد دوستدارنده و دوستداشتهشده ) .
و متحابّ ( يكمرد دوستدارنده و دوستداشتهشده ) .
مختار ( يكمرد برگزيننده و برگزيدهشده ) .
و مضطرّ ( يكمرد بىچاره ) .
و معتدّ ( يكمرد دشمنىكننده و مورد دشمنى واقعشده ) .
و منصبّ ( يكمرد ريختهگر ) .
و منصبّ فيه ( ريختهشده در آن ) .
و منجاب ( يكمرد ظاهر و آشكار ) .
و منجاب عنه ( پرده برداشتهشده ) .
شرح
فالضّابطة فيه : ضمير در « فيه » به مازاد على الثّلاثة راجع است .
فى مضارعه : ضمير در « مضارعه » به مازاد على الثّلاثة برمىگردد .
ما قبل آخره : ضمير در « آخره » به مضارع برمىگردد .
و تفتحه فى اسم المفعول : ضمير در « تفتحه » به ما قبل آخر برمىگردد .
كمحابّ : در تقدير اسم فاعلش « محابب » و اسم مفعولش « محابب » مىباشد .
و متحابّ : در تقدير اسم فاعلش « متحابب » و اسم مفعولش
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٤