ترجمه :
نوع چهارم معتلّ العين و اللّام
معتلّ العين و اللّام كلمهاى است كه عين الفعل و لام الفعلش هردو حرف علّه باشد و به آن لفيف مقرون گويند .
مانند : شوى ( بريان كرد ) يشوى ( بريان مىكند ) شيّا ( بريان كردن ) .
اينكلمه مثل « رمى ، يرمى ، رميا » است و هرچه در آن گفتيم در اين نيز جارى است .
و نيز مانند : قوى ( نيرو گرفت ) يقوى ( نيرو مىگيرد ) قوّة ( نيرو گرفتن ) و روى ( سيراب بود ) يروى ( سيراب مىباشد ) ريّا ( سيراب بودن ) .
ايندو فعل مانند : « رضى ، يرضى ، رضيا » هستند و آنچه در اين گفتيم در آنها نيز جارى است .
صيغه مفرد مذكّر از اسم فاعل در « روى ، يروى » ( ريّان ) و صيغه مفرد مؤنّثش ( ريّى ) مىباشد همچون « عطشان » و « عطشى » .
و ماضى آن از باب افعل « اروى » همچون « اعطى » مىباشد .
و كلمه « حيى » نيز لفيف مقرون است كه مانند « رضى » مىباشد و در آن « حىّ ، يحيى ، حيوة » نيز جايز است يعنى آن را هم با فكّ ادغام مىتوان خواند و هم با ادغام .
و اسم فاعلش « حىّ » است .
و در صيغه تثنيه از ماضى آن نيز دو وجه جايز است : حيّا و حييا .
و صيغه تثنيه از اسم فاعلش « حيّان » است .
و در صيغه جمع مذكّر غائب از ماضى آن نيز دو وجه جايز است : حيّوا ( با ادغام ) و حييوا ( با فكّ ادغام ) .
و صيغه جمع از اسم فاعلش « احياء » مىباشد .