بياء قلب شده و « غزى » مىخوانيم و بهرصورت « غازو » به « غازى » مبدّل شد ضمّه بر ياء ثقيل بود حذف شد و تنوين تابع حركت ماقبل يعنى كسره شد به صورت « غاز » درآمد .
سپس در مؤنّث آن نيز « غازية » گفتهاند با اينكه واو در طرف واقع نيست و جهت آن دو چيز است :
1 - آنكه مؤنّث فرع مذكّر است لذا چون در مذكّر واو به ياء قلب شد در مؤنّث نيز چنين نموديم .
2 - در حقيقت واو در اينجا طرف كلمه واقع شده زيرا تاء عارضى است و جزء اصل كلمه نمىباشد .
متن : و تقول فى المفعول من الواوي : مغزو و من اليائي مرمىّ تقلب الواو ياءا و يكسر ما قبلها ، لانّ الواو و الياء اذا اجتمعتا في كلمة واحدة و الاولى منهما ساكنة تقلب الواو ياءا و ادغمت الياء فى الياء .
ترجمه :
اسم مفعول از ناقص
و در اسم مفعول از ناقص واوى مىگوئى : مغزوّ ( جنگ كردهشده ) .
و از ناقص يائى مىگوئى : مرمىّ .
كلمه « مرمىّ » در اصل « مرموى » بود واو را به ياء قلب كردند و ماقبلش را كسره داده « مرمىّ » شد زيرا هرگاه واو و ياء در يك كلمه جمع شوند و اوّلى از آن دو ساكن باشد واو را به ياء قلب كرده و ياء را در ياء ادغام مىنمايند .
شرح
و يكسر ماقبلها : يعنى ما قبل ياء .