تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
هدا » كارى سخت ناخوش و قبيح بياورديد ، چندان كه فضاى زمين و وسعت آسمان است مگر بشكفت اندر مانديد كه از آسمان خون نباريد ، بخداى كه عذاب آنجهانى بسى سخت‌تر باشد كه هيچ كس شما را يارى نكند ، حاليا ، بدين مهلت فريفته نشويد كه از قبضه قدرت او نتوانيد گريخت ، و خداوند قهار البته طلب اين خون بكند ، عقيله طاهره اين خطبه ادا كرده روى از آن لئام بگردانيده مردمان حيران و گريان بودند پيرى كه برجانب من ايستاده بود چندان بگريست كه ريشش به اشگ چشمش تر شد دست برآسمان داشته گفت : بابى و امى كهولهم ( كهولكم - خ ) خير الكهول و شبابهم ( شبابكم - خ ) خير شباب و نسلهم ( نسلكم خ ل ) نسل كريم و فضلهم فضل عظيم ثم انشد
كهولهم خير الكهول و نسلهم * اذا عد نسل لا يبور و لا يخزى
حضرت سجاد صلوات اللّه عليه عمه را بخاموشى امر فرموده گفت : « انت عالمة غير معلّمة و فهمة غير مفهمه » تو خود ناگفته و نياموخته ميدانى كه مالك وفائت را بگريه و اندوه باز نتوان آورد و زندگان را از گذشتگان پند و عبرت بسنده است اين بگفت و خود فرود آمده با اهل بيت عصمت و طهارت به خيمه اندر شد . « 1 » سيد بن طاوس عليه الرّحمه اين خطبه را با اندك تغييرى ايراد نموده و اشعار را ذكر نكرده است حذيم گويد اندكى برنگذشته حضرت زين العابدين از خيمه بيرون آمده همچنان برپاى ايستاده بدينگونه خطبه فرمود : فحمد اللّه و اثنى عليه و صلى على نبيه صلّى اللّه عليه و آله ثم قال : ايها النّاس من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى فانا على بن الحسين المذبوح بشط الفرات من غير دخل و لا تراث ، انا بن من انتهك حريمه و سلب نعيمه و انتهب ماله و سبى عياله انا بن من قتل صبرا فكفى بذلك فخرا ايها النّاس ناشدتكم باللّه هل تعلمون انّكم كتبتم
هامش
( 1 ) - احتجاج ص 158
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 816 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى