تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
زين زخم كه برجسم تو بيرون ز حسابست * در سوز من دلشده تا روز حسابم ز افتادن سروقد اكبر به روى خاك * يكباره ز دل رفت برون طاقت و تابم زان تير كه جا كرده به حلق على اصغر * در ناله چو ليلا و در افغان چو ربابم اين شط فرات است چون ديده جودى * هرلحظه به موج آيد و من تشنه آبم
مرحوم محدّث قمى مىنويسد : در مصباح كفعمى است كه سكينه خاتون گفت : چون پدرم كشته شد آن بدن نازنين را در آغوش گرفتم حالت اغماء و بيهوشى براى من روى داد ، در آن حال شنيدم پدرم مىفرمود :
شيعتى ما ان شربتم رىّ عذب فاذكرونى * او سمعتم بغريب او شهيد فاندبونى
شيعيان من ، هرگاه آب خوشگوارى نوشيديد مرا ياد كنيد و هرزمان مظلوميّت غريب يا شهيدى به سمع شما رسيد براى من ندبه و زارى كنيد .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 795 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى