تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
و سه شعبه بود برسينه مباركش و بقولى بردل پاكش رسيد و از آنسوى سر بدر كرد حضرت در آن حال فرمود : بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنگاه رو به سوى آسمان كرد و گفت : اى خداوند من تو مىدانى كه اين جماعت مىكشند مردى را كه در روى زمين پسر پيغمبرى جز او نيست ، پس دست برد و آن تير را از قفا بيرون كشيد و از جاى آن تير مسموم مانند ناودان خون جارى گرديد حضرت دست به زير آن جراحت مىبرد چون از خون پر مىشد به جانب آسمان مىپاشيد و از آن قطره‌اى به زمين برنمىگشت ديگرباره كف دست را از خون پر كرده و برسر و روى و محاسن خود مىماليد و مىفرمود : با سر و روى خون‌آلوده و به خون خويش خضاب كرده جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديدار خواهم كرد و نام كشندگان خود را به او عرض خواهم داشت بارى در همين هنگام بود كه تيرى از جانب لشگر كفرآئين پسر سعد ملعون آمد و به اسب امام عليه السّلام خورد و آن حيوان درغلطيد و از پاى درآمد و گويا اسب مرتجز بود نه موكب معروف به ذو الجناح در اين اثناء كه حضرت پياده مانده بود لشگر خيرگى و بىحيائى كردند و برحضرت حمله‌ور شدند امام عليه السّلام با آن حالت پيادگى و درماندگى برايشان حمله مىكرد و دشمنان را از خود دور مىنمود سپس بجاى خويش برمىگشت و مىايستاد و خستگى مىگرفت .

شهادت عبد اللّه بن الحسن المجتبى سلام اللّه عليه

مرحوم صدر قزوينى در حدائق مىفرمايد : شك و شبهه‌اى نيست در اينكه امام حسن عليه السّلام دو پسر بنام عبد اللّه داشتند : يكى عبد اللّه الاكبر و ديگرى عبد اللّه الاصغر ، مادر يكى ام اسحق بنت طلحه است و مادر ديگرى امّ ولد بوده و هردو برادر در كربلا شهيد شده‌اند و مورّخين نوشته‌اند :