سرور مىگرديد ، يكى به صورت حزين ناله مىكرد چنان غلغله و ندبه مىكردند كه خروش در ملاءاعلى افتاد و حضرت با گوشه چشم به يمين و يسار مىنگريست و اشگ مىريخت ، امام عليه السّلام حال زار و وضع نابسامان مخدّرات و اطفال را مشاهده مىفرمود و به حال آنها مىگريست و آنها غربت و مظلوميت سلطان دين را مىديدند و براى آن سرور اشگ مىريختند خلاصه قيامتى برپا شده بود كه جز خدا احدى برواقع آن واقف نيست اين است كه وداع آخر حضرت را اعظم مصائب مىدانند .
بهرصورت امام عليه السّلام نه مىتوانست در ميان خيمهها بماند و نه حال بيرون رفتن و جنگ كردن را داشت چه آنكه اگر مىخواست از خيمه بيرون بيايد بانوان نمىگذاشتند و اگر مىخواست در خيمه بماند لشگر نمىگذاشتند و بىحيائى مىكردند و تا نزديك طناب چادرهاى حرم جلو آمده بودند و عربده مىكشيدند كه يا حسين تا كى در ميان خيمه مىمانى ، چرا بيرون نمىآئى ، ما در اين آفتاب و هواى گرم سوختيم .
حضرت فرمود : ها انا هيهنا من اينجا هستم ، جائى نرفتهام حالا مىآيم ، سپس به نحوى خود را از ميان محترمات بيرون آورد و تقاضا نمود كه صدا به گريه بلند نكنند زيرا گريه آنها موجب شماتت دشمن مىگردد ولى بعد از كشته شدن اگر شيون و ناله كنند اشكالى ندارد .
مرحوم شيخ جعفر شوشترى اعلى اللّه مقامه در خصائص مىفرمايد :
پس از آنكه امام عليه السّلام بانوان را ساكت و آرام نمود خواهر را به صبر و سكوت و پرستارى اطفال امر فرمود .
عليا مخدّره زينب سلام اللّه عليها كه از گريه نمىتوانست خود را بازدارد وقتى ديد كه امام عليه السّلام ميل و خواستهاشان سكوت و آرامش و صبر است عرض كرد :
برادر به چشم ، صبر مىكنم و گريه را در گلو مىفشرم و در خيمه مىنشينم ، عيال
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 714
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧١٤