تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
و اطفال را نگهدارى مىكنم و آن‌قدر صبر كنم كه صبر از من عاجز شود . سپس امام عليه السّلام فرمود : خواهش ديگر دارم به شرط آنكه بىتابى و بيقرارى نكنى . عرض كرد : به چشم . حضرت فرمودند : خواهر يك جامهء كهنه براى من بياور كه كسى در آن طمع نكند . عرض كرد : برادر مىخواهى چه كنى ؟ فرمود : خواهر وقتى مرا كشتند لباس‌هاى مرا غارت كرده و بدن مرا برهنه مىنمايند ، اين جامه را مىخواهم زير لباس‌هاى خود بپوشم تا كسى رغبت نكند آن را بيرون آورد . « 1 » و وقتى مخدّرات حرم شنيدند آقا لباس كهنه خواسته تا زير لباس‌ها بپوشد و همان كفن او است صدا به ضجّه بلند كردند مرحوم طريحى در منتخب مىنويسد : فارتفعت اصوات النساء بالبكاء و النّحيب ثمّ اتى بثوب ، فخرقه و مزّقه من اطرافه و جعله تحت ثيابه لباس كهنه‌اى آوردند و به دست حضرت دادند امام عليه السّلام چند جاى آن را دريده و سپس برهنه شد و آن را زير لباس‌ها پوشيد . شعر
لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش * كه تا برون نكند خصم بدمنش ز تنش لباس كهنه چه حاجت كه زير سم ستور * تنى نماند كه پوشند جامه يا كفنش
هامش
( 1 ) - اكثر ارباب مقاتل قضيه خواستن جامه كهنه را نقل كرده‌اند از جمله : مرحوم شيخ مفيد مىفرمايد : ثم انّه عليه السّلام جاء الى قرب الخياء و دعى بسراويل مرحوم سيّد بن طاووس و ابن شهرآشوب نوشته‌اند : حضرت فرمودند : ايتنى بثوب عتيق لا يرغب فيه ، فانّى مقتول ، مسلوب .