تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
يا معشر الكهول و الشّبان * اضربكم بالسّيف و السّنان ارضى بذاك خالق الانسان * ثمّ رسول الملك الدّيّان
با تن خسته و جگر تشنه و دل گرسنه نهايت شجاعت را بخرج داد عاقبة الامر نامردى كه نام وى بشر بن سوط الهمدانى بود از كمين بدر آمد و در حالى كه جعفر همچون غضنفر در حرب سعى مىكرد و از شدّت حرارت صورتش به رنگ لاله احمر شده بود و عرق برجبهه‌اش نشسته و با لب تشنه ذكر خدا مىگفت آن بىرحم جلّادصفت با شمشير دست آن جوان را قلم ساخت و ملعونى ديگر عمودى به فرقش نواخت كه آن نهال فرخنده‌فال از پا درآمد و در درياى شهادت غوطه خورد فرد
در فرقت آن نور دل و راحت روح * جانها همه محزون شد و دلها مجروح

شهادت عبد الرحمن بن عقيل رحمة اللّه عليه

پس از شهادت جعفر بن عقيل برادرش عبد الرحمن از سلّاله خير سليل اذن جهاد يافت و با دل شكسته روى به معركه نهاد و به فرموده مرحوم مجلسى در بحار اين رجز را خواند :
ابى عقيل فاعرفوا مكانى * من هاشم و هاشم اخوانى كهول صدق سادة الاقران * هذا حسين شامخ البيان و سيّد الشبيب مع الشّبّان
هفده تن از مردان كوفه و شام را به راه عدم فرستاد و عاقبة الامر با تير عبد اللّه بن عروه خثعمى از جام سعادت شربت شهادت چشيد رضوان اللّه عليه مرحوم صدر قزوينى در حدائق الانس فرموده : در اثناء محاربه عبد الرحمن با لشگر اعداء عبد اللّه بن عقيل به حمايت برادر و خونخواهى جعفر از شاه تشنه‌لب اذن گرفت و روى به معركه نهاد خود را به