تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
بر غريبان ديار كربلاء بردى به كار * هربلائى كز ازل برروى هم اندوختى روز روشن را به چشمم تيره‌تر كردى ز شام * از كه اين نيرنگ بازى اى فلك آموختى فرق اكبر را ز تيغ كينه بدريدى ز هم * زين مصيبت جان زهرا را به جنّت سوختى نوجوانم مىرود در حجله‌اى ليلا بيار * آن قبائى را كه بهر عيش اكبر دوختى

شهادت يكى از اطفال امام عليه السّلام برسر نعش على اكبر سلام اللّه عليه

مرحوم مجلسى در بحار مىنويسد : در هنگامى كه شاهزاده على اكبر به روى زمين افتاده و جسم اطهرش چاك چاك و قطعه قطعه گرديده بود خرج غلام من تلك الابنية و فى اذنيه درّتان و هو مذعور فجعل يلتفت يمينا و شمالا . . . . يعنى در اين اثناء پسر كوچكى از ميان خيمه‌ها بيرون آمد و دو گوشواره از درّ شاهوار در گوش داشت از ترس و لرزه گوشواره مىلرزيد ، حيرتزده به راست و چپ نگاه مىكرد ناگاه چشمش به نعش پاره پاره برادرش على اكبر افتاد ، گريان گريان آمد خود را به روى نعش انداخت ناله و نوحه مىكرد بطوريكه هرشنونده و بيننده‌اى را متأثر مىساخت در اين هنگام بىرحمى بنام هانى بن ثبيت به او حمله كرد و او را كشت اين واقعه در هنگامى بود كه مادر آن طفل عليا مخدّره شهربانو صحنه را مشاهده مىكرد و لا تتكلم كالمدهوشه

[ شهادت برخى از بنىهاشم ]

شهادت عبد اللّه بن مسلم بن عقيل و ساير آل عقيل

مرحوم مجلسى در بحار مىفرمايد :