تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
و اين بيت از رجزى است كه شاهزاده مىخوانده و از عزّ حسب و شرف نسب خود خبر مىداده . ابو المؤيد خوارزمى آورده : على اكبر به معركهء مبارزت جلوه‌كنان درآمد ، حلقه گيسوى مشگين برروى رنگين افكنده و آن شاهزاده چهار گيسوى تافته بافته مجعّد معنبر مسلسل معطّر داشته دو از پيش و دو از پس مىانداخته و زبان روزگار در وصف آن شهسوار بدين ابيات نغمه مىپرداخته .
خسروا مشترى غلام تو باد * توسن چرخ در لگام تو باد سبز خنك فلك مسخّر تو است * ابلق روزگار رام تو باد
و شاهزاده رجزى در مناقب خود و اهل بيت مىخواند كه ترجمه بعضى از آن در مقتل نور الائمه خوارزمى چنين آمده :
منم على حسين على كه خسرو مهر * فراز تخت فلك كمترين غلام منست من از نژاد شهيم كه قدر او مىگفت * كه خطبه شرف سرمدى بنام منست عنان ز معركهء خصم برنخواهم تافت * چرا كه توسن تند سپهر رام منست
راوى گويد : هرچند على اكبر مبارز طلبيد كسى به مبارزتش نيامد شاهزاده خود را برلشگر خصم زده شور در ميمنه و ميسره و قلب و جناح آن سپاه افكند و چندان مقاتله كرد كه آن گروه انبوه از حرب وى به ستوه آمدند ، پس مراجعت نموده پيش پدر آمد و گفت : يا ابتاه ذبحنى العطش اى پدر بزرگوار تشنگى مرا مىكشد و هلاك مىگرداند و اثقلنى الحديد و گران مىسازد و در رنج مىافكند مرا آهن سلاح فهل الى شربة ماء من سبيل آيا به شربتى از آب هيچ راه توان برد و براى حصول مقدارى از آن چاره توان كرد ، حقا كه اگر قطره‌اى آب به حلق من مىرسيد دمار از اين قوم نابكار برمىآوردم ؟ امام حسين عليه السّلام او را پيش طلبيد و خاك از لب و دهان وى پاك كرد و انگشترى