تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
ز پولاد تيغ آتشى برفروخت * از آن بيشه كفر بىحدّ بسوخت
آن دلير كارآمد مانند شير شكارى در عرصه‌گاه نبرد داد مردى و مردانگى داد از كشته پشته‌ها ساخت و صحنه كارزار را از خون كثيف آن دغل مردم رنگين نمود ، عاقبت ضعف و خستگى به روى مستولى شد تشنگى و گرسنگى عنان اختيار را از دستش ربود ، سواره و پياده به روى هجوم آوردند و از مركب به زيرش انداختند و سپس بدن او را قطعه قطعه كردند رحمة الله عليه خوشا برحالش كه چنين سعادتى نصيبش شد و نام نامى و اسم ساميش در زمره شهداء ثبت و ضبط شد چنانچه در زيارت شهداء آمده است : السّلام على شوذب مولى شاكر . . . .

شجاعت و شهادت شير بيشه پردلى عابس بن شبيب شاكرى ( 47 )

پس از آنكه تعداد بسيارى از اصحاب به ميدان كارزار رفته و جانهاى عزيزشان را در راه دين ايثار كرده و قامت هركدام همچون سرو نگونسار به روى زمين كربلاء فرش گرديد و امام عليه السّلام در انجمن قليلى از ياران آن هم ، همگى خسته و كوفته ، تشنه و گرسنه و زخمدار ديده مىشد و از آن طرف گرگان و درندگان لشگر پسر ملعون در انتظار بودند كه كدام دلير آهنگ ميدان مىكند تا همچون سگان درنده و گزنده او را پاره پاره كنند در چنين وقتى جناب عابس آهن لابس كه از شجاعان بىهمتا و از ناموران روزگار بود مهياى جانبازى شد و خود را خدمت سلطان دو عالم رساند و در مقابل شاه ولايت زمين ادب بوسيد و تعظيم نمود :
خم آورد عابس برشاه يال * بگفتا كه اى مظهر ذو الجلال به ذات خداوند بارى قسم * به جاه جهان كردگارى قسم
اما و اللّه ما امسى على وجه الارض قريب و لا بعيد اعزّ علىّ و لا احب الىّ منك قربانت گردم به خدا قسم روى زمين هيچ نزديك و دورى پيش من عزيزتر و