تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨

شهادت عمرو بن جنادة ( 37 )

جناده را پسرى بود به نام عمرو ، وى اخلاصى تمام به حضرت امام الكونين سلام اللّه عليه داشت ، خدمت آن جناب مشرّف شد و از مرگ پدر و فراق ياران اظهار دلتنگى نمود و اشگ ريخت و سپس اذن ميدان خواست حضرت اذنش داد . آن جوان انصارى اين رجز را مىخواند :
اضق الخناق من ابن هندوارمه * من عامر و فوارس الانصار و مهاجرين فحضّبين رماحهم * تحت العجاجة من دم الكفّار خضبت على عهد النبى محمدا * فاليوم نخضب من دم الفجّار
اين بگفت و از روى غيرت و حمّيت بكوشيد تا جائى كه بالاخره به درجه رفيعه شهادت نائل آمد رحمة الله عليه

شهادت معلى بن المعلى ( 38 )

ديگر از شهداء سرزمين پربلاء كربلاء جناب معلى بن المعلى است وى از شجاعان و دلاوران روزگار بود ، پس از آنكه از امام عليه السّلام رخصت گرفت همچون شيرى كه از قفس رها شده باشد خود را به وسط ميدان رساند نعره‌اى چون رعد قاصف بركشيد و اين رجز را خواند :
انا المعلى و انا بن البجلى * دينى على دين حسين بن على اضربكم بصارم لم يفلل * و اللّه ربّى حافظى من زللى
سپس حمله كرد برلشگر و پيوسته از آن قوم مىكشت تا بيست و چهار نفر را به جهنم فرستاد و در اثناى مقاتله و هنگامه مجادله نامردى با گرزى گران او را از پاى درآورد ، معلى برزمين غلطيد آن گروه از خدا بىخبر دورش را احاطه كرده و وى را به غل و زنجير كشيده و نزد عمر بن سعد ملعون بردند و در حضور آن ناپاك ظالمى جلو آمد و گفت : آفرين و مرحبا ، عجب يارى و هوادارى در حق مولاى خود نمودى سپس