تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
كه حمله مىكرد رنگ احمر به نظر مخالفان درمىآمد و نعمان بن مقاتل هرزمان نعره برسپاه مىزد كه كوشش كنيد و خون برادرم بازخواهيد در اين حال هاشم دريازيد « 1 » و دوال كمرش بگرفت و از خانه زين در ربوده برزمين زد چنانچه استخوانهايش در هم شكست و فى الحال مرغ روحش از قفس قالب شومش بيرون جست ، پس علمدار او را به ضرب تيغ به نعمان در رسانيد و علمش نگون سار گردانيد سپاه نعمان چون وى را كشته و علمش را نگون‌شده ديدند روى به گريز نهاده نعره الحذر الحذر بركشيدند و در اين محل لشگر عمر سعد در رسيدند و ايشان را بازگردانيده قرب سه هزار كس حوالى هاشم را فروگرفتند و او مانده شده بود و زخم بسيار خورده و تشنگى براو غلبه كرده نه راه گريز داشت و نه مجال ستيز و با اين همه مىجوشيد و مىخروشيد و مردانه مىكوشيد تا وقتى كه شربت شهادت نوشيد و از جامهء خانه كرامت سرمدى خلعت سعادت ابدى بپوشيد ، زين عالم فانى سوى گلزار بقا رفت .

[ شهادت جمعى ديگر از اصحاب ]

شهادت جنادة بن الحارث الانصارى ( 36 )

از جمله سربازان خامس آل عبا سلام اللّه عليه كه پروانه‌آسا در هنگامه كربلاء خود را سوخته و چشم از كونين بردوختند جنادة بن الحارث الانصارى بود ، اين بزرگوار از فرقه انصار و در زمرهء هواداران آن اطهار بود با لب تشنه و شكم گرسنه و روان خسته از امام عليه السّلام اجازه ميدان گرفت و اين رجز را مىخواند :
انا جنادة و انا بن الحارث * لست بخوار و لا بناكث عن بيعتى حتّى يرثنى وارث * اليوم ثارى فى الصعيد ماكث
سپس خود را به لشگر كفر زد و جمعى را كشت و تعدادى را زخمى نمود تا آنكه با زخم بسيار برزمين افتاد و شربت شهادت را نوشيد .
هامش
( 1 ) - يعنى دست دراز كردن