تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
بعد از گريه بسيار امام ابرار فرمودند : اى جوانمرد سر بردار زيرا فرد
سر نامور لايق خاك نيست * سزاى ثريا جز افلاك نيست
به روايتى خود حضرت دست آورد و سر حرّ را از روى خاك برداشت با دست مرحمت گرد و غبار از سر و صورت آن فرخنده‌اقبال پاك كرد . آغاز جنگ و نبرد بين لشگر كفر و ايمان در روز عاشوراء بعد از آنكه صفوف را از جانبين آراستند و امام عليه السّلام مكّرر به ميدان تشريف برده و آن قوم غدّار و مكّار را موعظه نمودند و بالاخره از ميان تمام آن درياى لشگر حرّ بن يزيد رياحى با پسر و غلامش تائب شده و به اردوى حضرت ملحق شدند ملحق شدند عمر بن سعد از مشاهده اين صحنه به خود پيچيد و عزم را جنگ جزم نمود لذا به نوشته مرحوم مفيد در ارشاد : نادى عمر بن سعد لعنه اللّه يا دريد ادن رايتك عمر بن سعد فرياد برآورد : اى دريد پرچم و علامتت را نزديك بياور فادناها پس غلام بدكردارش علامت را پيش كشيد و در صف اوّل ايستاد و پسر سعد ملعون نيز در زير علم قرار گرفت و به همراهى آن پيش آمد و پس از آن از پسرش حفص تير و كمان را گرفت و تير را به چلّه كمان نهاد و فرياد كرد : اى مردم كوفه ، پير و جوان جملگى نزد امير عبيد اللّه شهادت دهيد كه جنگ را من آغاز كردم و اوّلين كسى كه به روى حسين تير انداخت من بودم ، سپس تير را از كمان رها كرد و به طرف اردوى امام عليه السّلام پرتاب نمود . به گفته صاحب روضة الصّفا يكى از شيعيان امام عليه السّلام فرياد كرد : بلى ما شهادت مىدهيم اوّل كسى كه از اين لشگر روى به جهنم نمود تو بودى . آن ناپاك از اين سخن به غضب درآمد فرمان داد هركس تير و كمان داشت
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 460 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى