تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
در جلوى سراپرده پسر سعد ملعون صف كشيده و آن روسياه در حالى كه غرق در سلاح بود نقشه قتل پسر پيغمبر را در سر مىپروراند و آرزو مىكرد هرچه زودتر كار فيصله داده شود تا در اوّلين فرصت خود را در اريكه حكومت بررى كه منتها تمنّاى او بود ببيند . بارى جهت آرايش لشگر عمرو بن حجاج را به سردارى دست راست لشگر تعيين نمود و شمر حرامزاده را سپه‌سالار دست چپ نمود ، خولى سنگدل را به كمك عمرو بن حجاج و حرمله ولد الزنا را به نصرت شمر فرستاد و خود در قلب لشگر ايستاد و علم را به غلام خود دريد سپرد ، تير و كمان خويش را به پسرش حفص داد و وى را به قلب لشگر فرستاد ، حصين بن نمير را سركرده كمانداران نمود و محمد بن اشعث را رئيس سنگ‌اندازان كرد و ابو ايوب غنوى را سركرده بيلداران نمود و حاصل كلام آنكه هركارى را به سردارى نفويض كرد و بدين ترتيب صفوف لشگر را آراست و سپاهى در كمال آراستگى تنظيم نمود سپس به فرمان وى طبل‌ها نواخته شد و بوق و شيپورها به صدا درآمده اسبها شيهه مىكشيدند و نفرات لشگر كه عدد آنها را خداوند متعال بهتر مىدانست دست مىزدند و هلهله مىكردند ، پاى به زمين مىكوفتند ، غلغله‌اى در آن سرزمين به راه انداختند و زمين و زمان را به لرزه درآوردند . مرحوم علّامه قزوينى در رياض فرموده : در خيمه‌هاى ابى عبد اللّه عليه السّلام محترمات و مخدّرات و اطفال وضع عجيب و دلخراشى داشتند ، اشگ چشم بانوان مانند سيل جارى بود و از بيم دشمن در اضطراب و واهمه افتاده بودند صداى ناله و زارى و افغان در سراسر خيام امام عليه السّلام به گوش مىرسيد ، يكى برزانو مىزد ، ديگرى برسر مىكوبيد ، يكى صورت مىخراشيد ، ديگرى گيسو مىكند از طرفى ديده مىشد كه يكى گريبان مىدرد و يكى ديگر برسينه مىكوبد اطفال خردسال دو و سه سال از ديدن اين هيئت