تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
است ، رأى ضعيف داشته و صبر و ثبات مردان را دارد ، گاه همچنان در روى تو جهد كه شير گرسنه جهد و گاه چندان روباه‌بازى پيش آرد كه از او تعجّب نمائى با او چنان زندگانى كن كه او با تو كند مگر در دوستى رغبت نمايد و با تو بيعت كند و آنگاه او را نيكو و برقرار بگذار . و امّا حسين بن على آه آه اى يزيد چه گويم در حق او زينهار او را نرنجانى و بگذار هركجا دل او مىخواهد برود و او را مرنجان و لكن گاه‌گاه تهديدى بكن زينهار در روى او شمشير نكشى و به طعن و ضرب با او ديدار نكنى چندان كه توانى او را حرمت دار و اگر كسى از اهل بيت او نزديك تو آيد مال بسيار به دو ده و او را راضى و خوشدل بازگردان و ايشان اهل بيتىاند كه جز در حرمت و منزلت رفيع زندگانى نتوانند كرد زينهار اى پسر چنان مباش كه به حضرت ربّانى رسى و خون حسين در گردن داشته باشى كه هلاك از تو برآيد ، زينهار و الف زينهار كه حسين را نرنجانى و به هيچ نوع اعتراض او را اذيّت نكنى كه او فرزند رسول اللّه است ، حق رسول خدا را بدار ، اى پسر و اللّه كه تو ديده و شنيده‌اى كه من هرسخن كه حسين در روى من گفتى چگونه تحمّل كردمى به حكم آنكه فرزند مصطفى است آنچه در اين معنا واجب بود گفتم و برتو حجّت گرفتم و تو را ترسانيدم و قد اعذر من انذر . پس معاويه روى به ضحّاك و مسلم كرد و گفت شما هردو برسخنى كه من به يزيد گفتم گواه باشيد به خداى سوگند مىخورم كه اگر حسين هرچه در دنيا از آن بهتر نباشد از من بگيرد و هرچه از آن بدتر نباشد با من بكند از او تحمّل كنم و من از آن كس نباشم كه خون او در گردن به حضرت ربّانى روم ، اى پسر وصيّت من بشنيدى و فهم كردى و دانستى ؟ يزيد بلند گفت : نعم سپس چند نصيحت ديگر او را نمود . . . .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 44 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى