تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
فرد
شب فراق كه داند كه تا سحر چند است * مگر كسى كه به زندان هجر در بند است
و اساسا شدت شوق ايشان به رسيدن به منازل و مواضع خود به قدرى زياد بود كه هركدام در صحنه نبرد وقتى با آن درياى لشكر مواجه مىشدند كوچكترين هراس و وحشتى در آنها پيدا نمىشد بلكه زخم‌هاى شمشير و نيزه و تير را اصلا حسّ نمىكردند و در اين جنگ نابرابر اگر غير از اين مىبود ابدا احدى از اصحاب امام عليه السّلام جرئت حضور در صحنه كارزار را پيدا نمىكرد . 4 - وضع و ترتيب زدن خيمه‌ها به امر امام عليه السّلام پس از آنكه خامس آل عبا عليه السّلام در ابتداء شب خطبه خوانده و اصحاب را موعظه فرمودند و بدنبال آن بىوفايان رفتند و ارباب ثبات و يقين به جا ماندند حضرت حضرت ايشان را دعاى خير كرد و منازل آنها را ارائه نمود فرمود : اكنون كه در مقام شهادت ثابت‌قدم هستيد اين خيمه‌هاى پراكنده را نزديك هم بزنيد . اصحاب خيمه را كنده و دوباره برسر پا نمودند ، البته اين بار به فرمان امام خيمه‌ها را به شكل قلعه‌اى كه ميان آن خالى بوده و داراى سه ديوار باشد نصب كردند ، يكى از ديوارها همان خيمه‌هاى دست راست بوده و ديگرى خيمه‌هاى سمت چپ و ديوار ديگر خيمه‌هاى پشت سر بود و پيش رو را باز گذاردند كه رو به لشگر بود و در پشت سر خيمه پرجلال و باعظمت امام عليه السّلام و خواص اهل بيت آن جناب و نيز خيام برادران و پسر برادران و پسر عموها قرار داشت و درب خيمه‌ها جملگى از ميان ميدان قلعه باز مىشد 5 - حفر خندق به دور خيمه‌ها و نيز در همين شب بود كه امام عليه السّلام پس از زده شدن خيمه‌ها امر فرمودند دور