تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
خيمه‌ها را از سه طرف خندق بكنند و هيزم و چوب و نى در آن بريزند كه در وقت ضرورت آنها را آتش زده و بدين وسيله مانع شوند از هجوم آوردن اعداء به خيام ، اين واقعه را مرحوم صدوق در امالى نقل نموده است . 6 - نزاع لفظى بين بعضى از اصحاب و عبد اللّه بن سمير و ملحق شدن چند تن از نفرات دشمن به سپاه امام عليه السّلام آورده‌اند كه عمر بن سعد گروهى را شب عاشوراء فرستاد تا در آن شب پاس امام عليه السّلام و اصحابش را بدهند در ميان آن گروه مردى بود بنام عبد اللّه بن سمير از كوفيان كه بسيار شجاع و بىپروا و بىحياء بود ، امام در آن شب اين آيه را قرائت مىفرمودند : و لا تحسبنّ الذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما و لهم عذاب مهين ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب آن بىحيا گفت : به خداى كعبه آن پاكان مائيم كه از شما امتياز يافته‌ايم . برير بن خضير گفت : اى فاسق مگر خداوند تو را نيز از پاكان آفريده است ؟ آن ملعون نام برير را پرسيد ، و يكديگر را دشنام داده بازگشت و از آن گروه تعداد سى و دو نفر چون تلاوت قرآن را از امام عليه السّلام شنيدند سعادت ازلى يافته به لشكر همايون امام عليه السّلام پيوستند و با ساير اصحاب در روز عاشوراء شهيد شدند 7 - رفتن برير با جماعتى به طلب آب و جنگ در كنار شريعه فرات مرحوم صدر قزوينى اين واقعه را در زمره وقايع شب عاشوراء دانسته و شرح مبسوطى راجع به آن تقرير نموده كه عينا آن را نقل مىكنيم : عليا جناب قمر نقاب سكينه خاتون مىفرمايد : روز نهم محرّم آب ما عزيز شد از براى جرعه‌اى روح ما پرواز مىكرد تا عصر روز تاسوعا ظروف و اوانى ما خشكيد چون شب برسر دست آمد من با جمعى از