بگفتيم برترك مولاى خويش * به دشمن سپرديم آقاى خويش
چشم از عمو و عموزادگان بربستيم ، نه با ايشان تيرى افكنديم و نه با هم نيزه زديم و نه اسبى به ميدان كين تاختيم و نه تيغى به روى عدو آختيم ، بلكه راه خود گرفته و آمديم و نمىدانيم كه برسر آقاى ما چه آمد ، ابدا اين كار را ما نمىكنيم بلكه خود و اموال و اهل خويش را فداى شما خواهيم نمود و در ركاب سعادتمآب شما مقاتله خواهيم نمود تا به همان راهى كه شما خواهى رفت ما هم برويم ، زشت و ناپسند باد زندگانى بعد از شما .
اظهار وفادارى نمودن مسلم بن عوسجه به امام عليه السّلام
سپس اوّلين نفر از بين اصحاب جناب مسلم بن عوسجه بود كه از جاى برخاست و دست ادب به سينه گذارد :
بگفتا كه اى پيشواى جهان * چراغ منير زمين و زمان
گرفتار كام نهنگ بلا * ذبيح اللّه عرصه نينوا
يابن رسول اللّه أنحن نخلّى عنك و قد احاطوا بك فبما نعذر الى اللّه فى اداء حقّك
اى فرزند رسول خدا ، آيا ما جاننثاران دست از دامن تو برداريم و تو را در ميان اين گروه اشرار بگذاريم پس به چه رو نزد خداى متعال عذر بياوريم
فرد
مىبرم داغ تو برخاك كه تا روز جزا * بنمايم به جگرسوختگان كوثر خويش
اما و اللّه لا نخلّى عنك حتّى اطعن فى صدورهم برمحى و اضربهم بسيفى ما ثبت قائمه فى يدى .
قسم به ذات پاك پروردگار دست از دامنت برنمىداريم تا با نيزه سينه دشمنان تو را ريش ريش نكنيم و با شمشير بدنهاى اعداء تو را چاك چاك ننمائيم و تا