ثمّ نظر اليهم فبكى ساعة سپس حضرت ساعتى برقد و قامت اصحاب و جوانان نگريست و مانند باران اشگ ريخت و بفرموده صاحب بيت الاحزان كسى ندانست كه در قلب مرحمت منزلش چه خطور كرد كه تا يكساعت حضرت مىگريست و ساكت نمىشد ، سپس روى مبارك بجانب آسمان كرد و مشغول مناجات با حضرت قاضى الحاجات شد و كلماتى چند بيان فرمود كه قلبهاى دوستان را كباب و ديدههاى ايشان را پرآب نمود از آن جمله فرمود :
الّلهم انّا عترة نبيّك محمّد صلّى اللّه عليه و آله و قد اخرجنا و طردنا و ازعجنا عن حرم جدّنا و قعدت بنو اميّة علينا اللّهم فخذلنا بحقّنا وانصرنا على القوم الظالمين ، بارالها ما عترت پيغمبر برگزيده توايم كه ما را از وطن مألوفمان بيرون كردند و آواره نمودند و بترس و واهمه انداختند و از حرم جدّمان دور و از جوارش مهجور نمودند ، بنى اميّه بجاى ما قرار گرفته و ظلمها و ستمها برما نمودند ، بارخدايا حق ما را از ايشان بستان و ما را برگروه ظالمين نصرت بده
5 - مرحوم مجلسى در كتاب بحار از امام باقر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند :
چون جدّم وارد زمين كربلاء شد نامهاى به برادرش محمّد حنفيّه و ساير بنى هاشم كه در مدينه بودند نگاشت و در آن خبر ورود و گرفتارى خود را سر بسته به اين مضمون مرقوم فرمود :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
من الحسين بن على الى محمّد بن على و من قبله من بنى هاشم ، امّا بعد :
فكان الدّنيا لم تكن و الآخرة لم تزل و السّلام
در جلاء العيون فارسى ترجمه نامه امام عليه السّلام را اينطور ترقيم نموده :
اين نامهاى است از حسين بن على به سوى محمّد بن على و هركه نزد او است از فرزندان هاشم : امّا بعد :
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٦