تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
رسيدند و چون در نامه‌اى كه پسر زياد ملعون به حرّ نوشته بود وى را مكلّف كرده بود كه امام عليه السّلام و اصحابش را در بيابانى بىآب و علف فرود آورد حرّ به اين وادى كه رسيدند نگذارد از آنجا به موضع ديگر روند و هرچند امام عليه السّلام اصرار فرمود كه بگذارد در نينوا يا غاضريّه منزل نمائيم وى مانع شد و گفت : پسر زياد جاسوسى برمن گماشته كه مراقب اعمال و حركات من باشد و به او خبر دهد كه فرامين و دستورهايش را عينا عمل كرده‌ام يا نه و چون مرا موظف نموده شما را در سرزمينى بىآب و علف پياده كنم ازاينرو نمىتوانم بگذارم از اينجا به موضعى ديگر برويد لذا آن حضرت با اهل بيت و يارانش در آن بيابان خشك و بىآب و علف فرود آمدند و پس از قرار گرفتن روى زمين ناگاه هيبتى از آن سرزمين برتمام دلها مستولى شد حضرت فرمودند : ما اسم هذه الارض ؟ نام اين سرزمين چيست ؟ قالوا كربلاء گفتند : نامش كربلاء است حضرت فرمودند : به زير بيائيد و ديگر حركت نكنيد كه آخر منزل ما اينجا است ، اينجاست محطّ رحال ما ، اينجاست محل ريختن خون ما ، اينجاست محل قبور ما و زمين و خاكى كه جدّم وعده آن را به من داده همين است به فرموده امام عليه السّلام تمام ياران و اصحاب از اسبها به زير آمده و لشگر حرّ نيز در مقابل اردوى امام مظلوم فرود آمدند مقاله ابو مخنف در مقتل در مقتل ابو مخنف آمده است كه چون مركب حضرت خامس آل عبا عليه السّلام به زمين محنت‌بار كربلاء رسيد قدم برنداشت هرچه حضرت برآن هى زد اسب گام از گام پيش نگذاشت امام عليه السّلام مركب ديگر طلبيد و سوار شد آن حيوان نيز حركت نكرد ، فلم يزل يركب عليه السّلام فرسا فرسا حتّى ركب ستّة افراس حضرت شش اسب عوض كرد هيچ كدام قدم برنداشتند حضرت رو به ياران كرد و فرمود :