شامى را با چهار هزار نفر فرستاد تا نگذارند آنها به اردوى حضرت ملحق شوند ، ارزق با سپاهى كه در اختيار داشت بسروقت آنها آمد و جملگى را متفرّق ساخت
9 - نهمين مورد از استنصار امام عليه السّلام روز عاشوراء در وسط ميدان بود كه تمام اصحاب و بنى هاشم شهيد شده بودند و به حسب ظاهر كسى كه بتواند آن حضرت را يارى كند نبود ، در چنين وقتى حضرت در وسط ميدان با بدنى خسته و دلى سوخته و جگرى داغدار از مرگ جوانان و عزيزان و ياران باوفايش فرمود :
هل من ناصر ينصرنى ، هل من معين يعيننى هل من مجير يجيرنى ، هل من ذاب يذبّ عن حرم رسول اللّه . . . .
پاسخگو به اين استنصار بحسب عالم معنا چهار نفر و در عالم ظاهر پنج كس بودند به اين شرح :
امّا به حسب معنا :
اوّلين پاسخگو وجود اقدس الهى و ذات پاك ربوبى بود كه فرمود لبّيك يا حسين
دوّمين پاسخگو تمام فرشتگان آسمانها و كرّوبين عالم بالا بودند .
سوّمين پاسخگو ارواح همه انبياء و اوصياء و اولياء و صديقين بودند .
چهارمين پاسخدهنده و اجابتكننده اين دعوت اجنّه و پريان و كلّ ذرّات عالم امكان از مجرّدات و غير مجرّدات عالم علوى و سفلى بودند كه جملگى به زبان تكوينى اظهار كردند لبّيك لبّيك لبّيك . . . .
و امّا در عالم ظاهر :
اوّلين نفر وجود مقدس حضرت على بن الحسين امام سجاد عليه السّلام بود كه با داشتن بيمارى و بدنى سوزان از تب دعوت پدر را اجابت كرد صدا زد :
عمّه جان شمشير و عصاء مرا بياور كه شرح اين فراز بعدا انشاء الله خواهد آمد .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٢