تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
را هدايت نمايم ، اگر نروم عند الله چه جواب بگويم . ابن عباس عرض كرد : آقاى من هنوز والى يزيد در كوفه بوده و برمقرّ حكومت برقرار مىباشد و آن مملكت در دست دشمنان شما است ، اگر كوفيان راست مىگويند حاكم خود را از شهر اخراج كنند و به تصرّف مسلم بدهند آنوقت توجّه شما بدان صوب ، صواب است و اگر چنين نكنيد هرآينه شما با لشگر يزيد جنگ خواهيد نمود ، شايد در آن واقعه نصرت و ظفر ظهور نيايد و شما بىكس و بىفريادرس بمانيد . حضرت فرمود : من در اين كار انديشه كنم و فردا جواب بازدهم . ابن عباس از خدمت حضرت مرخّص شد ، خامس آل عبا عليه السّلام از براى رفتن به كوفه از قرآن مجيد تفأل زد و اين آيه آمد : كلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفون اجوركم يوم القيمة حضرت فرمود : صدق اللّه و صدق رسوله ، آن سخن جدّم در خواب و آن صحيفه آسمانى و اين هم فال قرآنى همه مؤيّد برشهادت من است و مرا از آن چاره‌اى نيست . چون روز ديگر عبد اللّه بن عبّاس خدمت حضرت مشرّف شد عرض كرد قربانت درباره سفر به كوفه چه فكر كرده‌ايد ؟ فرمود : پسر عم ، عزيمت سفر عراق را تصميم نموده و برقضاى ربّانى حكم دادم . ابن عبّاس عرض كرد : فدايت شوم اگر البتّه ميل سفر دارى توجّه كن به ولايت يمن كه مملكت عريض و عرصه وسيع دارد و قبيله همدان كه در اين شهر هستند تمام شيعه پدر تواند و دوستدار و هوادار شما در آن نواحى بسيار است چون در آن ولايت قرار گيرى اعيان خود را به ولايات و اطراف ممالك روان ساز تا خلايق را به بيعت تو دعوت كنند و لشگر فراهم نما آنگاه هرچه مدّعا باشد بدان قيام نما .