تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
چون جناب مسلم سلام اللّه عليه ديد كه آن نااصلان و نامردان از بالاى بام‌ها سنگ و كلوخ مىاندازند و گروهى دسته‌هاى نى را آتش زده بربدن مباركش فرومىريزند فرمود : أكلّما ارى من الاجلاب لقتل ابن عقيل يا نفس اخرجى الى الموت الذى ليس منه محيص . يعنى : آيا اين اجتماع لشگر براى ريختن خون فرزند عقيل شده ، اى نفس بيرون شو به سوى مرگى كه از او چاره‌اى نيست . پس با تيغ آبدار دمار از روزگار آن تبه‌كاران درمىآورد و به روايت ابن شهرآشوب در مناقب اين رجز را مىخواند :
اقسمت لا اقتل الّا حرّا * و ان رأيت الموت شيئا نكرا كلّ امرء يوما ملاق شرّا * او يخلط البارد سخنا مرّا ردّ شعاع النّفس فاستقرّا * اخاف ان اكذب او اغرّا
مولف گويد : اين رجز از حمران بن مالك خثعمى است و در برخى از نسخ اينطور ثبت شده :
اقسمت لا اقتل الّا حرّا * و لو وجدت الموت كاسا مرّا ضرب غلام قطّ لم يفرّا * اكره ان اخدع او اغرّا كلّ امرء يوما يلاقى الشّرّا * اضربكم و لا اخاف الضّرّا
يعنى : قسم مىخورم براينكه كشته نشوم مگر مانند كشته شدن آزادمردان اگر چه مرگ را يك كاسه زهر ناگوار مىيابم ، مىزنم و مىكشم زدن كسى كه فرار را برخود اختيار نكند و خدعه و فريب را نپذيرد چه آنكه هرمردى روزى گرفتار شر خواهد شد و من در كارزار مىكوشم و از ضرر نمىهراسم . شجاعت و قوّت آن صفدر به مرتبه‌اى بود كه مردان قوى را به يك دست مىگرفت و بربام بلند مىافكند بهرصورت در آن روز رشادتها و دلاورىها و