تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
محمّد اشعث بيرون رفت ، مردم را نصيحت كرد ، علم امان در ميدان نصب كرد و گفت : هركس به زير اين علم آيد در امن و امان است . سپس ابن زياد قعقاع ذئلى را خواست او را نيز براى خاموش كردن آتش فتنه بيرون فرستاد بعد شبث بن ربعى تميمى را به منظور دلالت قبيله بنى تميم فرستاد و بدنبال او حجار بن ابحر سلمى را ارسال داشت و بالاخره شمر بن ذى الجوشن عامر را به جهت تخويف و تنذير فرستاد و باقى اشراف را از خوف تنهائى با خود نگاه داشت ، پس آن مكّاران از قصر بيرون آمده ميان مردم افتادند ، فرياد مىكردند : خلائق چه خبر است اين چه آشوب پرخطر است ، اين چه فتنه مىباشد كه برپا كرده‌ايد و اين چه خاكى است برسر خود ريخته‌ايد ، چرا از سوء عاقبت نمىترسيد حرف پيران بپذيريد ، گوش به سخنان جهّال ندهيد ، اين رؤساء نانجيب به زبان نرم مردم را فريب دادند ، بيشتر آن مردم ترسو و بزدل برگشتند و گفتند : ما براى تماشا آمده‌ايم نه آشوب كردن و حمايت از كسى . رؤساء نابكار خطاب به آنها گفتند : اين تماشا صرفه براحوال شما ندارد ، برگرديد به خانه‌هاى خود . مردم فوج ، فوج برمىگشتند و در هنگام مراجعت اگر به قومى ديگر مىرسيدند به آنها مىگفتند : شما چرا ايستاده‌ايد ، فلان طائفه رفتند ، شما هم برويد و آشوب نكنيد ، بر جان و عيال خود رحم كنيد . محمّد اشعث نزديك خانه‌هاى بنى عماره علمى نصب كرده بود و مردم را به زير آن علم فرامىخواند و بدين ترتيب به آنها امان مىداد و در ضمن لشگر جمع مىكرد ، در جاى ديگر كثير بن شهاب مردم را گرد هم مىآورد و سپس متفرق مىساخت ، گروهى مىرفتند و انبوهى مىپيوستند در هرمكان و سكوئى نابكارى