- ما افظع ، فعل تعجّبى است . تعجب عبارتست از بزرگ شمردن امرى كه سببش پنهان باشد . تعجب در كلام عرب به عبارات مختلفه ادا مىشود مثل كيف تكفرون باللّه و كنتم امواتا فاحياكم ، للّه درة فارسا ، سبحان اللّه ان العاقل لا يظلم . لكن اين تركيبات براى تعجب وضع نشدهاند و به حسب قرينه دلالت بر تعجب مىكنند . اما الفاظ موضوعه براى تعجّب فقط دو صيغه است : افعَل و افعِل . شرط افعَل اين است كه بعد از ما باشد . ما در ما افعَل بنا بر مشهور نكره و مبتداست . و جملهء بعد خبر آن و يا وصف آن است و خبرش وجوبا محذوف است . بعضى نيز ما را در ما افعل استفهاميه مىدانند . و اين قول خالى از لطافت نيست . افعِل به حسب لفظ به صيغهء امر است و به حسب معنى فعل ماضى است .
ما افظعه . خ 212 ص 694 س 4
افْظَع
: رسواتر ، زشتتر ، سختتر . ر . ف ظ ع - افظع ، بر وزن افعل ، صفت تفصيلى است . در ص 885 س 2 به معنى صفت عالى ( رسواترين ) آمده .
افظع ممّا خافُوا . خ 212 ص 698 س 5 افظع الغش . ن 26 ص 885 س 2
افِقْ
: به هوش بيا . مص . افاقة ر . ف و ق - افق ، فعل امر مذكر مفرد حاضر از باب افعال است .
فافق ايها السامع . خ 152 ص 474 س 4
افْك
: دروغ ، بهتان . ج . افائك ر . ا ف ك بالافك العظيم . خ 159 ص 512 س 1
افْلَحَ
: رستگار شد ، پيروز شد . مص . افلاح ر . ف ل ح - افلح ، فعل ماضى مفرد مذكر غايب از باب افعال است .
قد افلح من نهض بجناح . خ 5 ص 57 س
افْنَ
: نابود شوم . ر . ف ن ى