خلاف حقوق ملل در « تاوارين » سوزاندند ، « كشتىهاى مصر » هم سوخت ، مشار اليه بقيه قشون خود را برداشته ، از خستگى به « مصر » رفت .
در سال ( 1248 ) بنا به نقار « 1 » ما بين « عثمانيان » و « مصريان » ، قشون به « شامات » آورده « عكّا » و « انطاكيّه » و « شام » را گرفت ، و در « حمص » اردوى « حسين پاشا » را كه موسوم به « كورلكى » بود منهزم و پريشان ساخت ، و تابه « كوياهته » تاخت و در سال ( 1255 ) اردوى عثمانى را ، در موقع معروف به « نزيب » منهزم نموده ، سردار « حافظ پاشا » را اسير كرد .
« مارشال هولتكه » معروف ، در اين جنگ در « اردوى عثمانى » با چند نفر از صاحب منصبان « آلمان » ، خدمت ( اركان حربى / اتيه مازور ) داشتند .
چون در سال ( 1265 ) شعور « محمد على پاشا » مختل شد ، بالأرث و الاستحقاق ، در جاى پدر نشست ، اما زياده از هفتاد و يك روز ، عمرش وفا نكرد كه در تخت « فراعنه » حكمرانى نمايد ، مردى شجيع « 2 » و قسىّ القلب بود ، در جنگ اگر يك صاحب منصب ، تكليف نظامى خود را ادا نمىنمود ، همان آن [ او را ] مىكشت ، و از هركس دليرى مىديد فوراً مجازات مىكرد ، و با اين جمله ، « 3 » پاك اعتقاد و درويش مسلك و جوان مرد بود ، از صد ليرهء مصر كه مثل ليره انگليس است ، كمتر به احدى انعام نداده است .
تحصّن وهابيان
موثوقاً مىگويند كه : در سال ( 1227 ) « وهابّيان » در « مدينهء منوّره » متحصن شدند ، « محمد على پاشاى » مجبور به گلوله ريزى شد ، علما فتوا ندادند ، هر چه اصرار كرد چاره نيافت ، ناچار مأمور به محاصره شد ، هر چه هجوم مىبرد ، « وهابيان » از قلعه با توپ و تفنگ هجومشان را استقبال مىكردند ، يك روز در چادر مختصرى كه در سفرها داشت
هامش
( 1 ) - اختلاف و نزاع ، كينه و دشمنى
( 2 ) - دلير و شجاع
( 3 ) - در عين حال