« جبل قاسيون » كه امروز معروف به « صالحيه » است واقع ، و در بعد هزار و صد كيلومتر در جنوب شرقى « اسلامبول » كائن « 1 » است .
دويست هزار نفس در اين شهر ساكن است ، كه سى هزارش « مسيحى » ، و پنج هزارش « يهودى » ، مابقى « مسلمان » است ، قلعه مستحكم است از داخل ، و سورى « 2 » از خارج دارد . قصرهاى عالى ، و خانههاى بسيار قشنگ و استوار ، و خيابان و كوچههاى سنگ فرش كرده ، زينت ظاهرى اين شهر را دو بالا افزوده است ، بيش از شصت جوامع ، و على الخصوص جامع امويه ، و مدارس ، و دار الحديث ، و تكايا و زوايا و سربازخانهها و مريض خانههاى لشگرى و كشورى و اماكن متعلقه به ديوان و كارخانجات پارچههاى حرير و اسلحه سازى حيرت بخش عقول است ، اسباب ميز و صندلى و صندوقچه و غيره ، كه با صدف خاتم كارى در بعض دكانها ديده مىشود ، از معمولات « شام » است ، تجارت عظمى با « عراق » و « حجاز » و « فرنگ » دارد اسكلهء آن « لنگرگاه بيروت » است .
اين شهر خيلى قديم و معروف به « دمشق » ، كه در توراة « دَمشق » ضبط كردهاند ، « جامع امويّه » يكى از بناهاى خيلى قديم و معبد منسوب به شمس بود ، بعد « كليساى مسيحيان » گرديد در فتح به موجب عهد نامه ، نصفش كليسا و نصف آن مسجد اسلام معين شد ، تا در زمان سلطنت « وليد بن عبد الملك » به آن قرار بود ، اما آن پادشاه ، بنا به شكايات مسلمانان چارهاى به دست آورده ، نصف آن را از دست « نصارى » پس گرفت ، و داد طورى معمارى كردند كه امروز هيچ معمارى نمىفهمد كه اين بنا در قديم الايام « كليسا » بوده است .
مناره ايست در سمت مشرق ، معروف به « آق مناره » اغلب فقها برآنند كه « حضرت عيسى » در « آخر الزمان » به اين مناره نزول خواهد فرمود ، و سنگى است در اتّصال مناره مذكوره ، كه تمامى ملل زيارت مىكنند ، و برآنند كه اين سنگ همان سنگى است ، كه « حضرت موسى » عصاى خود را به حكم خدا به آن زد ، و دوازده چشمه از آن جارى شد ،
هامش
( 1 ) - واقع شده
( 2 ) - حصار و بارويى