تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و آثار اسلامى (مكه مكرمه و مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
پس از ظهور اسلام ، در بازسازى عبداللَّه بن زبير و حَجّاج نيز اين سنگ از جا برداشته ولى بار ديگر نصب شد . در قرن سوم هجرى ، قرامطه نيز آن را ربوده و به شام بردند ولى يك‌سال طول نكشيد كه آن را بازگردانده و در جاى خود نصب كردند . « 1 » در سال 317 ق . باز قرامطه اين سنگ را ربودند و در سال 339 ق . آن‌را دوباره بازگرداندند . « 2 » اين سنگ ، كه نزديك به پنجاه تكه است ، با بست‌هاى فلزى و نقره‌اى به يكديگر متصل و در يك قاب نقره‌اى قرار داده شده است . براى بوسيدن و استلام حجرالأسود ، روايات بىشمارى نقل‌شده‌است ؛ به‌ويژه اين‌كه پيامبر صلى الله عليه و آله بيشتر آن را بوسيده و يا استلام مىكردند . « 3 » از ايشان نقل شده كه دست كشيدن به آن ، گناهان را مىريزد ؛ لذا بسيارى از صحابه براى بوسيدن و استلام آن ، خود را به زحمت مىانداختند . رواياتى نيز از ابن عباس نقل شده ، از جمله اين‌كه : « براى استلام حجر مسلمانى را آزار مده و مورد آزار هم قرار مگير ، اگر خلوت بود ، آن را ببوس يا بر آن دست بكش و گرنه برو . » پيامبر صلى الله عليه و آله در فتح مكّه و نيز حَجّة الوداع با چوب‌دستىِ خود ، آن را از دور استلام كردند و دوست نداشتند مردم را از آن كنار بزنند . بسيارى از صحابه نيز پس از استلام حجر دست‌هاى خود را مىبوسيدند . « 4 » ( تصوير شمارهء 1 )

2 - اركان كعبه و اندازه‌هاى بيرونى

گوشه‌هاى خانهء كعبه را « اركان كعبه » گويند كه هريك به نام خاصى مشهور است . 1 / 2 - ركن شرقى ( اسود ) اين ركن در زاويهء شرقى و همان جايى است كه حجرالأسود در آن نصب شده
هامش
( 1 ) . فاسى المكى ، همان ، ج 1 ، صص 313 و 314 ( 2 ) . ابن‌وردى ، تاريخ‌ابن‌وردى ، ج 1 ، ص 394 ؛ ابن‌حجرعسقلانى ، فتح‌البارى بشرح‌صحيح‌البخارى ، ج 3 ، ص 363 ( 3 ) . حر عاملى ، همان ، ج 9 ، ص 402 ، شيخ طوسى ، همان ، ج 5 ، ص 103 ( 4 ) . ازرقى ، همان ، صص 260 - 251 ؛ فاكهى ، همان ، ج 1 ، ص 97 ؛ زيعلى الحنفى ، نصب الرايه لاحاديث الهدايه ، ج 3 ، ص 38 ؛ مسلم ، صحيح ، ج 9 ، ص 16