ابوالوليد از محمد بن ابى عمر . . . از ابى سعيد خدرى ، از امام على عليه السلام نقل مىكند :
« . . . چون خداى - عزّ و جلّ - آدم عليه السلام را بيافريد ، دست بر پشت او كشيد و نسل او را بيرون آورد و براى ايشان مقدر كرد كه او پروردگار است و آنان بندگان ، و سپس آن پيمان را در صفحهاى نوشت و اين حجرالأسود داراى دو چشم و يك زبان بود ، خداوند آن عهد را داخل حَجَر قرار داد و آن را در اين موضع نصب كرد و فرمود : روز قيامت نسبت به كسانى كه با تو ، به عهد خود وفا مىكنند گواهى ده . » « 1 »
از صحابه روايت شده كه جبرئيل عليه السلام حجرالأسود را از بهشت فرود آورد و همينجا نصب كرد ؛ مادام كه ميان شما باشد خير و نيكى همواره با شماست تا آنجا كه مىتوانيد به آن تمسّك جوييد . ممكن است جبرئيل عليه السلام آن را همانجا ببرد كه آورده است . همچنين از ابن عباس نقل شده كه حجرالأسود و مقام ابراهيم عليه السلام همراه حضرت آدم عليه السلام فرود آمدهاند ؛ شبى كه آدم عليه السلام هُبوط كرد ، هنگام صبح ، آن دو را شناخت و با آنها انس گرفت . « 2 »
ابراهيم عليه السلام هنگام ساختن كعبه ، از كوه ابوقبيس ندايى شنيد كه اى ابراهيم ، براى تو امانتى است نزد من . ابراهيم رفت و حجرالأسود را گرفت و در ركن كعبه نصب كرد . « 3 » اين سنگ تاكنون چندين بار از جاى خود برداشته شده است . پيش از اسلام در دوران « جُرهميان ، اياد ، عمالقه و خُزاعه » چندين بار برداشته و دوباره نصب گرديده است .
هنگام تجديد بناى كعبه به دست قريش - در دوران جوانى پيامبر صلى الله عليه و آله - بر سر نصب آن مشاجرهاى جدّى ميان قبايل قريش پديد آمد ؛ آن حضرت با تدبيرى حساب شده حجرالأسود را در جاى كنونى نصب كرد ؛ به اين شكل ، از يك سو همهء قبايل را در اين افتخار شريك ساخت و از سوى ديگر مانع يك خونريزى حتمى شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ازرقى ، همان ، ص 243
( 2 ) . همان ، ص 243
( 3 ) . كلينى ، همان ، ج 4 ، ص 205 ؛ حر عاملى ، همان ، ج 9 ، ص 328
( 4 ) . ابن هشام ، همان ، ج 1 ، ص 197 ؛ مسعودى ، همان ، ج 2 ، ص 280 ؛ ابن حجر عسقلانى ، فتح البارى بشرح صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 115 و ج 3 ، ص 362 ؛ حرّ عاملى ، همان ، ص 329