نظر او رسانيد . وى از خداوند پرسيد : آن قطعهء سفيد درخشان چيست ؟ خداوند گفت : آن زمين من است و آن را براى تو قرار دادهام تا هر روز هفتصد بار پيرامون آن بگردى . « 1 »
هنگام طوفان نوح عليه السلام كعبه از ديدهها پنهان شد و از آن دوران تا زمان حضرت ابراهيم عليه السلام پنهان بود و تنها برخى جايگاه آن را مىدانستند تا آنكه خداوند مكان آن را به ابراهيم عليه السلام نشان داد . وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ . . . ، « 2 » ايشان از شام به مكّه حركت كرد و پسرش ، اسماعيل عليه السلام و همسرش ، هاجر عليها السلام را نيز همراه خود برد . اسماعيل عليه السلام در آن دوران ، كودكى شيرخوار بود . ابراهيم عليه السلام با راهنمايى جبرئيل عليه السلام ، آن دو را در كنار حِجر اسماعيل كنونى جاى داد و سايهبانى براى آنان فراهم كرد و گفت : رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ « 3 » ؛ « خدايا ! من ذُرّيّهء خود را در اين سرزمينِ بىكشت و زرع ، در كنار خانهات جاى دادم . » آنگاه خود به سوى شام برگشت . چون آب زمزم فوران كرد ، قبايلى از جُرهميان ، با ديدن پرندگان ، به آن سو شتافتند . آنان كنار هاجر و اسماعيل عليهما السلام ساكن شدند و اين نقطهء بىآب و سوزان ، آبادانى يافت . پس از چندى ابراهيم عليه السلام نزد فرزند خود بازگشت و همراه او ، پايههاى كعبه را در همان جاى اصلىِ آن ، بر افراشتند . « 4 »
حجرالأسود از كوه « ابوقُبيس » و از بهشت فرود آمد . ابراهيم عليه السلام در كنار كعبه براى اسماعيل سايهبانى از چوبهاى درخت فراهم كرد كه خوابگاه گوسفندان او گرديد و نيز كنار كعبه ، كه به صورت مكعّب ساخته شده بود ، گودالى حفر كرد و آن را خزانه و محلّ نگهدارى هداياى كعبه قرار داد . چون ديوارها بالا آمد ، اسماعيل عليه السلام از كوه ابوقبيس سنگى را كه اكنون مقام ابراهيم عليه السلام شناخته مىشود ، براى پدر آورد و ابراهيم عليه السلام روى آن ايستاد و كعبه را ساخت . « 5 »
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه : « خداوند - عزّ و جلّ - زمين را از زير كعبه گسترد تا
هامش
( 1 ) . كلينى ، الفروع من الكافى ، ج 4 ، ص 189 ؛ شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، صص 156 و 157
( 2 ) . حج : 26
( 3 ) . ابراهيم : 37
( 4 ) . شيخ صدوق ، همان ، ج 2 ، صص 162 - 161
( 5 ) . ازرقى ، همان ، صص 47 - 42