وَهُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ ، امْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى عِتْقِهِ
بااينكه تورا بهپروردگارى بخواند ؟ يا چگونه ممكن است كه اميد فضل تو را در آزادى خويش داشته باشد
مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها ، هَيْهاتَ ما ذلِكَ الْظَّنُ بِكَ ، وَلَا
ولى تو او را به حال خود واگذارى ، چه بسيار از تو دور است و چنين گمانى به تو نيست و فضل
الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ ، وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ
تو اينسان معروف نيست و نه شباهت با رفتار تو نسبت به
الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَاحْسانِكَ ، فَبِالْيَقينِ اقْطَعُ لَوْ لا ما
يگانهپرستان دارد با آن نيكى و احسانت كه نسبت بدانها دارى و من بطور قطع مىدانم كه
حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ
اگر فرمان تو در معذب ساختن منكرانت صادر نشده بود و حكم تو
اخْلادِ مُعانِديكَ ، لَجَعَلْتَ الْنارَ كُلَّها بَرْداً وَسَلاماً ،
به هميشه ماندن در عذاب براى دشمنانت در كار نبود حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامى سرد و
وَما كانَ لِأَحَدٍ فيها مَقَرّاً وَلا مُقاماً ، لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ
سالم مىكردىو هيچكس در آن منزل و مأوا نداشت ، ولى تو اى خدايى كه تمام نامهايت
اسْمآؤُكَ ، اقْسَمْتَ انْ تَمْلَأَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ
مقدس است ، سوگند ياد كردهاى كه دوزخ را از كافران از پريان و
وَالناسِ اجْمَعينَ ، وَانْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ وَانْتَ
آدميان پركنى ، و دشمنانت را براى هميشه در آن جاى دهى ، و تو
جَلَّ ثَناؤُكَ ، قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَكَرّماً ،
كهحمد ثنايت برجسته است در ابتداء بدون سابقه فرمودى و به اين انعام از روى بزرگوارى تفضل كردى
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 480
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٤٨٠