تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
فايده : بدان كه ثمرهء خرما شش مرتبه دارد ، در هر « 1 » مرتبه او را به نامى خاصّ خوانند : اوّل كه پيدا شود آن را طلع خوانند ؛ « 2 » دوم ، خلال ؛ سيم ، بلح ؛ چهارم ، بسر ؛ پنجم ، رطب ؛ ششم ، تمر .

باه :

شهوت جماع .

بول :

آب پيش .

بقول :

جمع بقل است و بقل تره است .

بشره :

ظاهر بدن .

بيض :

خايهء مرغ .

بطوء :

« 3 » ديرى .

بطىء خروج ثفل :

دير بيرون « 4 » آمدن براز .

بطن :

شكم .

بلت :

ترك « 5 » ظاهر چيزها .

بلع :

فروبردن لقمه و غيرها .

بخور :

بر آتش نهادن دوا كه بوى و بخار « 6 » آن برآيد .

بلغم مخاطى :

نوعى از بلغم است كه قوام آن مختلف باشد . فايده : بدان كه هر غذايى كه به معده وارد شود هضمى بيابد ، يعنى « 7 » آن صورت غذايى بگذارد و « 8 » صورتى ديگر بگيرد ، آن را كيموس گويند و آن چون جوشانيدهء جو باشد غليظ و سفيد . بعد از آن صافى آن از عروق ماساريقا كه رگى چند است باريك چون
هامش
- شود ، بسر است ؛ بعد از آن مخطّم ، بعد از آن موكّت ، بعد از آن تذنوب ، بعد از آن جسمه ، بعد از ثعده و خالع و خالعة و چون پختگى آن به انتها رسيد رطب خوانند و معود و بعد از آن تمر . ( منتهى الارب ) ( 1 ) . م : - هر . ( 2 ) . م : گويند . ( 3 ) . بطوء : حاصل مصدر است به معناى درنگى و آهستگى و كندى . ( 4 ) . م : - بيرون . ( 5 ) . م : ترى ؛ بلت : يا بلت ، به معناى قطع شدن و بريده شدن است و در جايى به معناى « ترى » ديده نشد . ( 6 ) . م : + از . ( 7 ) . س : + از . ( 8 ) . م : - بگذارد و .