الألف الثاني . و المرجو من كرام الإخوان طلب الغفران و الصّفح عما زلّت به القدم أو طغى في القلم . و الحمد للّه أوّلا و آخرا و الصّلوة على محمد و آله . « 1 »
هامش
( 1 ) . و پروردگار به درست بودگىها آگاهتر است . و بازگشتگاه و رويكردگاه به سوى اوست . [ مؤلف : پورسينا ] از نوشتن آن فارغ گرديده و خشك گونگى قلم از سطرنويسى با آن همراه شده است . و بازگردان آن - نيازمند به بخشش پروردگار نانيازمندش - عبد الكريم پسر محمد يحيى قزوينى است : در ماه سوم سال پنجم دههء اول سدهء دوم . هزارهء دوم ، و از بزرگوارى برادران ، اميدوار به آمرزش خواستارى آنانم و پوزشخواهى از آنچه گام در آن لغزيد يا قلم در آن برتافت . و سپاس آغازين و فرجامين براى پروردگار است و درود بر محمد و تبارش باد . پايان يافت .