بزرگترين دانشمندان ، از جملهء آنها پزشكان ، در راستاى يك موج از پيش حركت كرده قرار مىگرفتند و با انديشهورزى و آزمونگرى ، آنها را محك مىزدند و با دانش زمان خود آميخته و در كالبد واژههايى از جنس زمان ، ديدگاههاى خود را كه از پالايهء ذهنشان گذشته بود ارائه مىدادند . امروزه هم مىبينيم هركس ، همچنانكه از ديدگاه زيستشناسى ، ساختارى دارد كه برآيند پيوند ياختههاى پدرى و مادرى اوست و با مراقبت والدين و پيرامونيان بزرگ و باليده مىشود ؛ دانشمندان نيز از بستر پدران و مادران علمى پيش از خود ، سرچشمه گرفتهاند و در امتداد آن رشد و تكامل پيدا مىكنند و زير دست آموزگاران زمانشان پروريده مىشوند . نه نسلهاى امروزى مصريان باستان و نه ميراثخواران يونان زمين و نه پزشكان كهن ايران ، هيچيك نمىتوانند همهء آنچه در گذشته انجام شده است خودجوش نياكانشان دانسته و ديگران را ريزهخوار سفرهء خود بدانند . بديهى است شمارى از مردمان ، بيش از گروههاى ديگر و آن هم به سبب شكوفايى قدرت اقتصادى و سياسى و توجّه فرمانروايانشان يا نياز مردمان آن روزگار ، در اين زمينه بيشتر كوشيدهاند و نوشتارهاى ارزشمندى بر جاى گذاشتهاند كه از ديگر اقوام و ملل كارنامهء بيشينهتر و بهينهترى است .
اين ديدگاه نادرست ، به آن مىماند كه از ديرباز تا امروز ، مىبينيم پيشوايان هريك از اديان و مذاهب خود را حق و ديگران را ناحق دانسته و باطل مىشمارد . از آغاز ، سرشت بشرى شيفتهء عدالت بوده ؛ گرچه خود عملا بر سر آن پاى نفشرده باشد . يكى از نادادگرىها هم در مقولهء علمى آن است ، كه قضاوتهاى نامنصفانه داشته باشيم .
اروپاييان در پيش از رنسانس ، در حقّانيت مذهبى خود پافشارى نابخردانه مىكردند و به اين سبب ، پاياپاى پاپان پيشوايشان در بستر قرون وسطى دچار ايستايى شدند .
شوربختانه بخشى از همان تعصبهاى دينى ، به تاريخ علم سرايت كرد و همچنانكه پيشتر از آن بر نامسيحيان حكم نجس و كافر اطلاق مىكردند ؛ امروزه به علمزدگى دچار شده و كارهاى نااروپاييان را غير علمى جلوه مىدهند . يعنى واژهء الحاد و نجس ، جامهاى
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 330
مساهمون: مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى
ص٣٣٠