تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

مقدّمهء مصحّحان

تاريخ پزشكى كهن كه بخشى از آن نيز ويژهء تمدن اسلامى است و اساسا پيشينهء نوشتارهاى برجاى مانده از تاريخ پزشكى ايران زمين نيز در دايرهء آن گنجانيده مىشود ؛ هنوز پژوهش‌هاى فراوانى نياز دارد تا بتوانيم كارنامه‌اى از تلاش‌هاى پيشينيان فراهم آوريم . آنگاه خواهيم توانست افزونه‌هاى دانشمندان چند سدهء گذشتهء پس از اسلام را از دانسته‌هاى پيش از اسلام بازشناسى كنيم . اكنون بر بنيان الواح بر جاى مانده از مصريان و آشوريان ، آشكار شده كه پزشكى در چند هزار سال پيش ، بسيار پيشرفته‌تر از آن بوده كه تاكنون مىپنداشته‌ايم . اندك‌اندك ، به برداشت‌گاه‌هاى بقراط و جالينوس در زمينهء دانش پزشكى نزديك مىشويم كه همهء آنچه در آثار بزرگان پزشكى يونان زمين بوده ، چيزى جز برآيند دانشمندان تمدّن‌هاى كهن مصر و سومر و هند و ايران و ديگر ملل نبوده كه در نظام انديشهء يونانى در قالب يك علم منسجم به ايران دورهء ساسانى و سپس تمدّن اسلامى انتقال يافته است . شايد يكى از آرمان‌هاى تاريخ علم‌پژوهى ، بايد آن باشد كه كوشش‌هاى يك قوم كهن را به ناراستى و ستم‌كارانه به ديگر اقوام و ملل منسوب نسازيم . دانش ، مقوله‌اى ايستا نيست كه بپنداريم پيش از بقراط يا جالينوس يا رازى ، چيزى وجود نداشته و همهء نوشتارهاى به جا مانده از تراوش ذهن آنهاست و خلق الساعه بوده و به آنان نيز ختم شده است .