فصل دوازدهم : در فتق و قيله
هرگاه بر غشاى صفاقى ، يعنى پوست اندرونى شكم از آن دو مجرى كه در آرتين « 1 » است ، يكى گشاده شود ، به سبب رطوبتى مرخى « 2 » يا حمل بارى گران يا رفع صوتى يا از جايى به جايى جستن يا از بادى غليظ يا ضربه ، و از اين گشادگى اگر ثرب « 3 » يا حجاب يا روده به دو فرود آيد و به كيسهء انثيين رسد ، قيلة الإمعاء « 4 » گويند و اگر باد فرود آيد قيلة الرّيح « 5 » گويند و اگر آب فرود آيد قيلة الماء « 6 » گويند و قيله را درة و قرو نيز گويند « 7 » ، و باشد كه مادّهء غليظ فرود آيد و غليظتر « 8 » گردد و آن را قرو اللّحمى گويند . علاج اين قسم ، علاج ورم صلب بود ؛ و اگر گشادگى چنان نبود كه به كيسهء انثيين تواند رسيد ، پس اگر در گوشهء ران « 9 » بماند فتق الاربيّات گويند و اگر غشاى مذكوره سوراخ شود و در برابر ناف يا زيرتر يا بالاتر و چيزى از آن بيرون آيد ، آن را فتق مراق البطن گويند و فتق مراق البطن و فتق الاربيّات زنان را عارض شود . علاج در صبيان درست « 10 » شدن فتق و شق ممكن است ، امّا در غير ايشان غرض محافظت بود تا زياده نشود و از حركات قوى و رفع صوت و مجامعت ، خاصه بر امتلا اجتناب نمايند و از طعامهاى غليظ و بادناك و ميوه و خمريّه ، و هرگاه چيزى به كيس فرود آيد ، در آب گرم نشانند و چون بيرون آيد روغن بابونه گرم كرده ، مىمالند تا به جاى خود باز شود و پيوسته آن را بسته دارند و ضماد از اين ادويه نهند : گلنار ، برگ مورد ، مازو ، صبر ، مرّ ، كندر ، جوز السّرو ، زفت « 11 » ، مقل ،
هامش
( 1 ) . آرتين : جمع آرت است و آن بندگاه ساعد و بازو است . ( لغتنامه ) .
( 2 ) . س : مزاجى .
( 3 ) . س : شب .
( 4 ) . قيلة الإمعاء : فرود آمدن روده به كيسهء خايه . ( لغتنامه ) .
( 5 ) . قيلة الرّيح : آن است كه باد به خايه فرود آيد . ( لغتنامه ) .
( 6 ) . قيلة الماء : آن است كه آب به خايه فرود آيد . ( لغتنامه ) .
( 7 ) . ش : خوانند .
( 8 ) . س : - تر .
( 9 ) . س : گوشهاى از آن .
( 10 ) . س : درشت .
( 11 ) . زفت : نوعى از قير باشد و آن چيزى است سياه و چسبنده كه از درخت صنوبر حاصل شود و بر سر كچلان -