سيب
دل را « 1 » و معده را قوت دهد . سيب شيرين گرم و تر است و « 2 » ترش « 3 » سرد و خشك است .
سماق
سرد و « 4 » خشك است . طبع را ببندد .
سنجد
سرد و خشك است . طبع را ببندد . و تنقل شراب كردن ، دير مستى آورد .
سير
گرم و خشك است در درجهء سيوم « 5 » و « 6 » تغير « 7 » آب « 8 » و هوا « 9 » را سود دارد .
سپستان
گرم و تر است . سينه « 10 » و حلق را « 11 » نرم كند و خلط و « 12 » سودا براند .
سقنقور
ماهىاى است كه از رود « 13 » نيل مصر آورند . در باه بيفزايد ، خاصه « 14 » ناف آن « 15 » .
سرطان
سرد و تر است « 16 » . مسلول « 17 » را نافع است .
سرخس
گرم و خشك است . كرم را بكشد .
سنگ مقناطيس
گرم و خشك است . چون آن را بسوزانند شادنه « 18 » شود . تشنج « 19 » و درد مفاصل را سود دارد چون در دست گيرند .
سنگ كه كارد بدان تيز كنند ،
سرد و خشك است . ريشها را « 20 » طلى « 21 » كنند ، بزرگ نشود .
سنگ يهود ،
گرده و مثانه را از سنگ « 22 » پاك كند « 23 » .
سرنج
سرد و خشك است . اندر مرهمها به كار آيد .
هامش
( 1 ) . م : - را .
( 2 ) . م : - و .
( 3 ) . م : + او .
( 4 ) . م : - سرد و .
( 5 ) . س : - سنجد . . . درجهء سيوم .
( 6 ) . م : - و .
( 7 ) . س : به غير .
( 8 ) . س : آبها .
( 9 ) . س : - و هوا .
( 10 ) . م : + را .
( 11 ) . م : - را .
( 12 ) . م : - و .
( 13 ) . م : - از رود .
( 14 ) . م : + در .
( 15 ) . م : او .
( 16 ) . س : - سرد و تر است .
( 17 ) . م : مسلوك .
( 18 ) . شادنه : بر وزن دامنه ، سنگى باشد سرخرنگ به سياهى مايل و زودشكن مانند گل بحرى و آن دو نوع است ، عدسى و گاورسى و آن را از طور سينا و گاهى از هندوستان هم آورند و در دواها خصوصا داروى چشم به كار مىبرند و آن را به عربى حجر الدم خوانند و حجر الطور و حجر هندى هم گويند . گويند اگر سنگ آهنربا را بسوزانند ، عمل شادنج كند . ( برهان قاطع ) .
( 19 ) . م : + را ؛ س : نشيخ .
( 20 ) . م : - ريشها را .
( 21 ) . م : + پستان .
( 22 ) . م : + و ريگ .
( 23 ) . م : گرداند .