تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

باب الشين

شكر

گرم و تر است در درجه اول . سينه و حلق را نرم كند « 1 » و معدهء سرد « 2 » را « 3 » سودمند است . قولنج را بگشايد و تشنگى آورد .

شكر عشر « 4 »

گرم و تر است . سرفه و شش را سود دارد . معده و جگر را « 5 » قوت دهد .

شير گوسفند

گرم و تر است . غذاى نيكو دهد و در باه « 6 » بيفزايد و دماغ را قوت دهد « 7 » .

شير بز

معتدل است . ريشهاى حلق را سود دارد . غرغره بدان كردن خناق را زايل كند .

شير اسب

گرم و تر است . ترى او كمتر از « 8 » شير گوسفند است . غذا اندك دهد . سوء القنيه « 9 » را سود دارد . آواز « 10 » دروغين در گوش و گرديدن سر را « 11 » سود دارد .

شير خر

سرفه را « 12 » و سل را سودمند است . مزاج او سرد و تر است .

شير گاو

از جملهء شيرها غليظتر است . دير از معده برود . شير اشتر از جملهء شيرها غذا كمتر « 13 » دهد . دمه بر افتادن « 14 » و بواسير و استسقا « 15 » را سود دارد . از معده به زير آيد .

شير زنان

در چشم دوشند ، چشم را سود دهد « 16 » .

شيطرج

گرم و خشك است در « 17 » درجهء دوم . بر بهق و برص طلى كنند ، ببرد . و در داروهاى مسهل بدهند . مفاصل را سود دارد .
هامش
( 1 ) . م : گرداند . ( 2 ) . م : - سرد . ( 3 ) . س : - را . ( 4 ) . درختى است با خاصيت سوزندگى و مردم آتش‌زنه‌اى نيكوتر از آن نگيرند و داخل مخده‌ها و بالشها را از آن پر كنند و از شكوفه و شاخه‌هاى آن شكرى تلخ‌مزه بيرون آيد و آن را صمغى شيرين‌مزه باشد . ( لغتنامه ) . ( 5 ) . س : - را . ( 6 ) . م : دماغ . ( 7 ) . م : - و دماغ . . . دهد . ( 8 ) . م : + ترى . ( 9 ) . س و م : سوء القينه . ( 10 ) . س : و از . ( 11 ) . م : گرديدن سر و آواز دروغين كه در گوش باشد . ( 12 ) . م : - را . ( 13 ) . م : اندك . ( 14 ) . دمه بر افتادن : به نفس‌نفس افتادن ( لغتنامه ) . ( 15 ) . م : استسقا و بواسير . ( 16 ) . س : - از معده . . . سود دهد . ( 17 ) . م : به .