باب پنجاهم « 1 » : در نقرس و حدبه « 2 » كه آن را كنج « 3 » گويند و درد مفاصل و عرق النسا و درد ورك « 4 »
اين همه « 5 » رنجها « 6 » يكى است « 7 » . آنچه « 8 » در پيوندهاى « 9 » انگشتان پاى ريزد ، آن را نقرس گويند و آنچه در حقهء ران ريزد آن را درد ورك گويند « 10 » و آنچه بر سرين و « 11 » ران فرود آيد يا « 12 » پس ساق ، آن را عرق النسا گويند و آنچه در « 13 » مهرههاى پشت فرو ريزد « 14 » ، آن را « 15 » حدبه « 16 » گويند و آنچه در دستها و زانوها « 17 » فرو ريزد « 18 » ، آن را درد « 19 » مفاصل گويند .
علاج : اگر اين رنجها از مادهء خون بود ، اول استفراغ خون بايد كردن از جانب مخالف .
و « 20 » پس از دو روز يا سه روز قى بايد فرمودن « 21 » و از آب سرد « 22 » و ميوهها خوردن « 23 » . و جماع كردن پرهيز فرمايند « 24 » و به مطبوخ هليله و مطبوخ سورنجان « 25 » استفراغ « 26 » فرمودن « 27 » و « 28 » غذا
هامش
( 1 ) . س : - پنجاهم ؛ م : + از مقالهء دوم .
( 2 ) . س و م : جذبه ؛ ل : جدبه ؛ حدبه : گوژپشتى ( لغتنامه ) .
( 3 ) . س : كيج ؛ كنج : به ضم اول ، گوژپشت ( لغتنامه ) .
( 4 ) . س : دورك ؛ ورك : به فتح اول و ثانى ، در عربى كفل و سرين را گويند . ( برهان قاطع ) .
( 5 ) . ل : - همه .
( 6 ) . م : دردها ؛ ل : + همه .
( 7 ) . ل : باشد .
( 8 ) . م : اما آنچه .
( 9 ) . س : پيوند .
( 10 ) . س و ل : - و آنچه در حقه . . . گويند .
( 11 ) . ل : + بر .
( 12 ) . س : تا .
( 13 ) . ل : به .
( 14 ) . م : فرود آيد .
( 15 ) . س : - آن را .
( 16 ) . س و م : جذبه ؛ ل : جدبه .
( 17 ) . ل : زانو .
( 18 ) . م : فرود آيد .
( 19 ) . س و م : - درد .
( 20 ) . س : - و .
( 21 ) . م : فرمود .
( 22 ) . ل : سردها ؛ م : + خوردن .
( 23 ) . م : - خوردن .
( 24 ) . س : نمايد و به ؛ م : بايد فرمود و .
( 25 ) . سورنجان : « بيخى است شبيه به سير صحرايى ، سفيد و صنوبرىشكل ، بهترين آن در ظاهر و باطن سفيد و طعمى شيرين دارد . طبيعت آن گرم و خشك است . با صبر تواما در دردهاى مفصلى ، نقرس و عرق النساء استعمال مىشده است » ( قانونچه ، ص 187 ، توضيحات مترجم ) ؛ « به ضمن سين و سكون واو و كسر را و سكون نون و فتح جيم . » ( مخزن الادويه ) ؛ ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 238 .
( 26 ) . م : + بايد .
( 27 ) . س : كردن .
( 28 ) . م : - و .