مؤلف براى اثبات اينكه كشف حجاب دخلى به ترقى ندارد ، اشاره به نقش زنان در وضعيت تمدنى بشر كرده و تصوير رايج را كه عبارت از نقش فعال مرد در مقابل نقش ضعيف زن است ، مبناى اين قضاوت قرار مىدهد كه اصولا كشف حجاب هيچ مشكلى را حل نمىكند .
مباركهاى در ادامه به بحث از حجاب در آيات قرآن پرداخته به تفصيل آيات مربوطه را نقل ، ترجمه و شرح كرده و برخى از مستندات فقهى حكم حجاب را آورده است . وى در هر قسمت ، از برخورد مطبوعات و جرايد با اين مسأله شكايت كرده ، آرزوى شكسته شدن قلمهايى را مىكند كه اينچنين براى تخريب جامعهء خود قدم برمىدارند . وى ضمن چندين صفحهء متوالى نيز به بيان روايات مربوط به حجاب پرداخته است . در اين بخش ، ضمن اشاره به حديث طلب العلم . . . اشاره به عدم تنافى ميان حجاب و تعليم و تربيت زنان كرده و در اينباره ، تأكيدش بر علومى است كه ضرورى زنان است ؛ نه علومى كه زن را از خانه به كارخانه بكشد ، آنگونه كه « كثافات كارخانجات ، رنگ رخسارهء آنان را زرد و پژمرده كند . » آخرين توصيهء او اين است : « واى بر آن قومى كه تمدّن و ترقّى را در شهوات دانسته و نيل به سعادت را در خرق و پاره كردن پردهء ناموس ملّت و رعيّت دانند » .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 443
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٤٤٣