پيش از ظهر روز جمعه 7 رجب 1365 ق به مرض سكته وفات يافته ، در بقعهء تكيهء تويسركانى مدفون گرديد . « 1 »
رسالهء سرادق دوشيزگان و سعادت ايرانيان در وجوب حجاب و لزوم نقاب اثرى است در 38 صفحه كه در ربيع الاول 1346 ق / 1307 ش در خراسان به چاپ رسيده است .
وى كتاب را با اظهار نگرانى از بدعت كشف حجاب آغاز كرده و بر آن بوده است تا « نتيجهء وخيمه و سوء عاقبت خرق پردهء عفّت و رفع حجاب عصمت » را بيان كند .
وى بحث را با تحليل مسأله براساس « فلسفه و برهان عقل » آغاز كرده ، مهمترين نكته را براى حفظ نوع بشر ، جلوگيرى از زنا و فحشا كه به نوبهء خود سبب « اختلاط انساب و اختلال ميراث » مىشود ، عنوان كرده است ؛ اين امرى است كه در دورهء طولانى تاريخ ، مورد توجه همهء اديان و حكما ، در هر مملكت و ملتى بوده است . طبعا چهارچوبهء اين محدوديّت ، قانون نكاح است كه در شرايع مختلف ، مختلف است . وى كشف حجاب را زمينهء زنا و روابط نامشروع دانسته و در اينباره به انجيل و برخى از اشعار فارسى و نيز شواهد تاريخى استناد مىكند . در اين زمينه ، برخى از مطالب وى برگرفته از همان نكاتى است كه فريد وجدى در مدخل حجاب دائرة المعارف قرن العشرين آورده و متن آن ترجمه و در مجلهء الاسلام و كتابهاى ديگر چاپ شده است .
وى عامل برآمدن مسألهء كشف حجاب را اقدم برخى از « مديران جرايد بىوجدان و بىشرافت » دانسته است كه در « لباس وطنپرست و ديانت » به تبليغ بر ضد حجاب مشغولند و در اينباره استدلالهاى بىپايهاى را شايع مىكنند . اشكال وى به اين قبيل افراد است كه با وجود آنكه هيچ تخصصى ندارند ، به دخالت در امور دينى و حتى تفسير آيات قرآن مطابق ميل خود مشغولاند . در اينجا وى روى تخصص دينى براى اظهارنظر تأكيد خاص دارد ؛ چنانكه در اروپا هر رشتهء علمى متخصص مخصوص به خود را داراست .
بنابراين كسى كه عمر « خود را صرف تحصيلات زبانهاى فرنگى نموده » چگونه حق اظهار نظر در دين و تفسير قرآن را براى خود قائل است ؟ بسيارى از اينان حتى « قادر بر خواندن عبارت قرآن نيستند » اما به اسم دين اسلام ، در برابر حكم حجاب ايستادگى كرده و « در باطن مذهب زردشتيان و عيسويان را در ايران ترويج » مىنمايند . وى از اينكه برخى ترقى مملكت را در « فكل و كروات و البسهء لطيف و قشنگ خارجه » و يا كشف حجاب زنان مىدانند ، برآشفته و عامل مدنيّت و انسانيّت را « مقيّد بودن به اخلاق و قوانين » مىداند .
هامش
( 1 ) . تذكرة القبور يا بزرگان اصفهان ، ص 448 - 449 ( در متن به خطا 1356 ق آمده كه اشتباه است و در كتاب سيرى در تاريخ تخت فولاد ( ص 100 ) صحيح آن آمده است ) در همان كتاب تصوير زيبايى از وى نيز به چاپ رسيده است .