تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
سرّ : هر چيزى را بدلى است ، مثل عبادات اجرا « 1 » و نواميس الامثله كه بدل‌اند از عبادات احرار كه نيّت قربت محض تخلّقى و تحقّقى دارند ، تا در طرف نازل مىرسد به اوديه كه هر يك را بدلى است و در ظرف عالى كه : « نخست اين جنبش ، از حسن ازل خاست » ، مىرسد به جائى كه انبياء و اولياء ، خلفاء حق‌اند ، نه ابدال مباين : « من يشتاق الى لقائى فليلقين وجه اوليائى ، من احبّهم فقد احبّ اللّه و من تخلّى عنهم فقد تخلّى عن اللّه » . « 2 »
هر كه خواهد ، همنشينى با خدا * كو نشيند ، در حضور اوليا

مسألة : كيفيّت تيمّم

، چنان است كه اوّل نيّت كند و قصد بدليّت وضو يا غسل كند و هر دو كف را بر زمين زند ؛ براى وضو يك ضربت ، و براى غسل دو ضربت ، و مسح كند به كفين ، پيشانى و دو جبين را ، و بعد از آن مسح كند به بطن يسرى ، پشت دست يمنى را و به بطن يمنى ، پشت يسرى را ، و معتبر است « ترتيب » و « موالات » . سرّ : « الظّاهر عنوان الباطن » ، ظاهر را بايد تقريب به خاك ظاهر كرد ، و در نزد او بايد خاك سارى نمود : بيت
به خاك آنقدر دادن رمز كاريست * كه عزّت پيش ما در خاكساريست
و باطن و قلب را ، بايد تقريب به خاك مذّلت و نفى انيّت كرد كه به وسايل هضم قلبى و قالبى ، شايد عابد خود را مورد عنايت معبود سازد . مصرع : در دل دوست ، به هر حيله رهى بايد كرد . و سرّ اينكه تيمّم به « معدن » و به « ممزوج » جايز نيست ، آن است كه مركّب - چه تامّ و چه اعتبارى - مثل تراب ممزوج ، مطهّر نتواند بود ، من حيث التّركيب ، بسيطه مطهّر است ، از الواث نقايص ، پس چنان كه هر ممكن ، زوج تركيبى است « 3 » ، همچنين ، هر مركّب ، « ممكن » است و « امكان » ظلمت است ، نه از باب انعكاس موجبهء كليهء كنفسها ، بلكه از باب مبرهنيّت هر يك از قاعدتين . چه ، هر
هامش
( 1 ) - اجير شدگان . ( 2 ) - من تخلّى منهم ، فقد تخلّى من اللّه ، « بحار الانوار » ، ج 100 / 408 و ج 102 / 8 و 126 و ج 36 / 317 . ( 3 ) - « قواعد كلى فلسفى در فلسفه اسلامى » ، ج 2 / 470 - 482 .