بايد قدر بدانيد و تا مشكلى مىرسد ، تبادر به ردّ و انكار نكنيد كه مطالب عاليه را فهميدن « هنر » است ، نه ردّ و انكار . بايد به نفس گفت ، قيل :
اقول لها اذا جشئت و جاشت * مكانك تحمدى أو تستريحى
مثنوى
نكتهها ، چون تيغ ، فولادى است تيز * گر ندارى تو سپر ، وا پس گريز !
« 1 » و اشعارى كه مناسب مقامات ذكر كردهايم ، مجرّد « 2 » « مناسب خوانى » منظور نبوده ، بلكه اشعار به اين بوده كه توفيق است ، ميانهء عقل و برهان و ذوق و وجدان كه آنچه محقّقين متألّهين فرمودهاند ، اگر [ چه ] مجال تطبيق نداشتهاند ، در واقع برهان است كه « 3 » چگونه نباشد و [ حال آنكه ] آنان را قربت حقيقيّه است ، به برهان ديّان كه برهان مبرهنين نور اوست :
« اتَّقُوا اللَّهَ ، وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »
. « 4 »
و بالجمله ، از باب
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 5 » ، مىگوئيم : كتابى است جامع حكمت ايمانى و حكمت ذوقى و وجدانى و حكمت بحثى و برهانى ، فاعرف قدره و اغل مهره :
« وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »
. « 6 »
هامش
مؤيدى ، تهران 1361 ، موسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى / 1 .
( 1 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 16 - رمضانى - ج 1 / 43 - نيكلسون - ج 1 / 43 و ج 1 / 331 - جعفرى -
( 2 ) - يعنى : تنها براى . . .
( 3 ) - « و » بهتر به نظر مىآيد .
( 4 ) - بقره / 282 .
( 5 ) - الضّحى / 11 .
( 6 ) - احزاب / 4 .