تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
هدايت ، « معادن الحكمة » و « مجامع العصمة » ، « مخازن الاسرار » و « الهداة الابرار » ، و بر اصحاب أطياب متأدّبين به آداب او . امّا بعد « 1 » چنين گويد ، مفتقر الى اللّه البارى : الهادى بن مهدى السّبزوارى - حشرهما اللّه تعالى مع الأخيار - كه : اين ، كتابى است در معارف « مبداء » و « معاد » ، مشتمل بر مطالب حكمت اشراقيّه و مشائيّه و بر مآرب مشارب ذوقيّه ، مسمّى به : « اسرار الحكم فى المفتتح و المختتم » . و باعث بر تحرير ، اين بود كه : در اين اوان سعادت اقتران كه شهنشاه جم جاه ، ظلّ اللّه كيوان رفعت ، سليمان حشمت ، خديو فيروز بخت ، زينت تاج و تخت ، حامى دين مبين ، ما حى ظلم و كين ، صاحب رايت
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
« 2 » ، مظهر صفات اللّه « نعم المولى و نعم الحسيب » « 3 » ، ذو المكارم ابو الفتوح ، اللايح من جبينه تباشير الاحسان و الافضال ، كالصّبوح ، السّلطان ابن السلطان ، و الخاقان ابن الخاقان ؛ ناصر الدّين شاه قاجار - خلّد اللّه دولته و أبّد اللّه شوكته « 4 » - تشريف فرماى خراسان - صانه اللّه تعالى عن الحدثان - شدند . در حين شرفيابى حضور باهر النّور به داعى
هامش
( 1 ) - نخستين كسى كه روز « جمعه » را به اين نام ناميد ، كعب بن لوى بود و همچنين ، همو بود كه تركيب « امّا بعد » را به كار برد . « كشكول » ، شيخ بهائى / 357 ( 2 ) - صف / 13 . ( 3 ) - در قرآن ، آيه‌اى با اين تركيب وجود ندارد . در جائى آمده است« أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ »انفال / 40 . ( 4 ) - ناصر الدين شاه قاجار ، به عنوان پادشاهى كه نيم قرن بر ايران زمين حكم راند ، بىگمان از چهره‌هاى شناخته شدهء تاريخ ايران دورهء قاجاريّه است . با نظر به عملكرد مصيبت‌بار حكومت قاجاريان در تحت سلطنت وى ، و امتيازهائى كه در عهد وى به دست دربار ايران به دولت‌هاى استعمارى همچون انگلستان و روسيه داده شد ، و مسائلى چون : به قتل رسيدن امير كبير ، سفرهاى پرخرج فرنگ ، ظلم‌هاى عموم دامنگير ، قيام توتون و تنباكو ( فتواى تحريم قرارداد رژى ) و . . . بىگمان دربارهء وى نمىتوان حسن نظر داشت . تقابل ناصر الدين شاه با علماى بزرگى چون ميرزاى شيرازى ، سيّد جمال الدين اسد آبادى ، آقا نجفى اصفهانى ، ميرزا جواد آقا مجتهد تبريزى و ديگران ، نشان مىدهد وى سياست‌هاى دينى و اخلاقى و اجتماعى و كشورى مناسبى نداشت و شاهى نبود كه عالمان مردمى بتوانند با او مماشات كنند . در عين حال ، حكيم سبزوارى نسبت به وى حسن نظر داشته ، و اين حسن نظر را در چند جاى كتابش انعكاس داده است كه البته موضوع غريبى به نظر مىرسد .