ديده خواهم سبب سوراخ كن ! « 1 » هدايه : آنچه مأثور است و مشهور است كه : « حامل الارض هو الحوت » « 2 » ، تأويلش - و اللّه يعلم - آن است كه : عالم « صورت » و عالم « معنى » متطابقاند بروج نور صورى ، در عالم حسّى دوازده است ، و آخر بروج « برج حوت » است . پس ، بروج نور حقيقى - كه نور امامت است - نيز دوازده است و برج اخير ، هو المهدى القائم بالحقّ عليه السّلام . آن حضرت ، به جاى برج حوت است ، براى كوكب امامت و ولايت ، و نور هدايت بصيرت و حامليّت محمول است ، بر قيام صدورى ارض ، به نور او عليه السّلام .
شبهة و حل : شبههء ديگر در اين مقام ، آن است كه : بدن مركّب است از عناصر اربعه كه مدام در « تنازع » و « تسارع » اند به انحلال . پس ، چگونه مىشود كه [ آن حضرت ] مدّت مديدى باقى بماند ؟
جواب آن ست كه : « لا تقدر عظمة اللّه - سبحانه - على قدر عقلك فتكون من الهالكين » « 3 » ، بودن حضرت در زمين [ به ] مدّت مديد ، چون بودن عيسى عليه السّلام است در آسمان ، در عهد بعيد كه اهل ملّت محمديّه و غيرهم ، قائلاند و در قرآن مجيد فرمود كه :
« وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ »
. « 4 »
و خضر عليه السّلام شخص انسانى است ، و [ همگان ] به حيات صورى او ، از عهد موسى عليه السّلام تا حال قائلاند ، و در مظاهر قهر شيطان مركب جسمانى است و به حيات شخص او ، در همهء اوقات قائلاند و با اين همه ، سريان حكم و جريان دارند ، و ضدّ « 5 » .
عجب است ، از بعضى كه [ در خصوص حضرت قائم ] به وجود « نوعى » و
هامش
( 1 ) - در « از دريا به دريا » ضبط نشده است .
( 2 ) - در مصادر حديثى ، به اين صورت آمده است : خلق الارض على الحوت ، « بحار الانوار » ، ج 57 / 312 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 4 / 278 و ج 77 / 319 و ج 57 / 108 .
( 4 ) - نسآء / 156 .
( 5 ) - « و ضدّ » زايد به نظر مىرسد .