تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
امورى است كه دو امر مذكور باشد ، با امر ديگر كه اشتمال او باشد بر مطالب عاليه ، از امّهات علم « توحيد » و علم « اسماء » ، و علم « اخلاق » و علم « معاد » ، به مرتبه‌اى كه حكماى راسخين و عرفاى شامخين كه در اين مدّت مديد آمده‌اند ، همه به جز تلقّى به قبول پيشه نداشته‌اند ، بلكه اينها و محقّقين همهء فرق اسلام ، مقتبس از مشكات او بوده‌اند به جذوة . پس ، سبب اعجاز ، مجموع « معنى و صورت » و « روح و جسد » است ، به مرتبه [ اى ] كه برترى دارد در اشتمال مذكور ، بر كتب سماويّه ، زيرا كه چنان كه خداوند - جل شأنه - آن كتب خود را اعجاز پيغمبران سلف قرار نداد ، اين گونه معارف مبداء و معاد را هم در آنها درج نفرمود ، چنان كه « تورات » كه از اعاظم كتب سماويّه است ، اكثر آن « احكام و آداب » است ، كما قال الله تعالى : « و انزلنا التوراة فيها حكم اللّه » . « 1 » و بر كسانى كه تتبّع در آنها كرده‌اند ، اين معنى پوشيده نيست ، و از اينجاست كه اهل معنى را ، اعتنا به معجزهء قوليّه بيشتر است ، از معجزات عمليّه ، چه مشاهدين اينها ، خالى از التباس و وسواس نيستند ، چه حاكم در عمليّات ، « حسّ » است و معيّر « عقل عملى » ، به خلاف معجزهء قوليّه كه معيّر و نقّاد در آن ، « عقل نظرى وقّاد » است . پس ، قرآن معجزهء باقيه است ، بر صفحهء دهر كه خداى تعالى به پيغمبر ما عطا فرموده و به هيچ پيغمبر ، معجزهء باقيه كرامت نفرموده . هداية اشراقيّه : بدان كه كتاب خداى تعالى « تدوينى » است و « تكوينى » ، تكوينى [ نيز ] « آفاقى » است و « انفسى » ، و هر يك از اين دو تا ، « قرآنى » است و « فرقانى » :
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ »
. « 2 » و هر شىء را ، لا اقلّ چهار وجود مىباشد : عينى و ذهنى و لفظى و كتبى . مثلا شمس را ، وجود « عينى » مىباشد در آسمان چهارم ، و وجود « ذهنى » ، در هر نفس مىباشد ، خاصّه در ذهن عالم به حقايق كه صورت او مطابق با « ما هى عليه » او مىباشد ، و چنان كه اين هم « وجود » اوست ، همچنين « رسم » او و « لفظ » او ، هر گاه
هامش
( 1 ) - اين عبارت مأخوذ است از دو آيه از سورهء مائده :« وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ »، و آيهء« إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ »/ 47 و 48 . ( 2 ) - هود / 1 .