تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
مخروطى كه سر آن مخروط ، در نزد مركز بصر باشد و قاعده‌اش در نزد مبصر . و شعاعىها ، در ميانهء خودشان اختلاف دارند . پس ، جماعتى گويند كه اين مخروط « مصمت » است ، و جماعتى ديگر گويند : مؤلّف است از خطوط شعاعيّه مستقيمه كه اطرافى از آنها - كه در نزد بصر است - مجتمع‌اند و آن اطرافى كه در نزد مبصر است ، منفرج . پس ، آنچه ملاقى مىشود از مبصر ، آنها را مدرك مىشود ، و آنچه در ميان‌ها واقع شود ، مدرك نمىشود و از اين جهت است كه مخفى ماند بر بصر ، مسامات دقيقه در سطوح . و جماعت ديگر گويند : خارج از بصر ، يك خط شعاعى مستقيم است مضطرب الآخر كه چون بر سطح مبصر - طولا و عرضا - حركت كند ، در غايت سرعت متخيّل شود ، هيئت مخروطى . - سيّم ، مذهب طايفه است كه به تكيّف مشف - چون هوا - به كيفيّت شعاع بصر قائل‌اند ، بدون خروج شعاع . - چهارم ، قول شيخ اشراقى شهاب الدّين سهروردى است كه گويد : نه انطباعى است و نه شعاعى ، بلكه با اشراق خود نور اسپهبد ، خود آن شىء خارجى ، مبصر مىشود . - پنجم ، قول صدر المتألهين - قدّس سرّه - است كه به انشاء و خلاقيّت صور داند كه چون شرايط محقّق شود ، اعداد كند كه نفس - كه از عالم قدرت و ملكوت است - به اذن
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
« 1 » انشاء كند ، صورتى مثل آن صورتى كه در موضوع است ، مماثلتى در همه چيز ، از جهت و مكان و مقدار و كميّت قرب و بعد و غيرها ، بدون رويه و فكر كه « قدرة اللّه » است . و حق ، همين است و محذوراتى كه در كتب ، بر اقوال سابقه لازم آيد ، آورده‌اند ، بر اين لازم نيايد ، چنان كه پوشيده نيست بر ناظر در آنها ، از آن جمله آنكه : بر [ دارندهء ديدگاه ] شعاعى و اشراقى ، لازم آيد [ اعتقاد به اين ] كه مدرك بالذّات ، بايد وجود فى نفسه آن ، همان وجود ، از براى مدركش باشد .
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 14 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 285 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى