و مبصر بالذّات و محسوس بالذّات و مدرك بالذّات نيز ، دو معنى دارد : يكى حاضر در نزد مدرك اوّلا ، و به اين معنى صادق است بر « ما به الابصار » و « ما به الانكشاف » ، و ديگرى آنكه صورتش نزد مدرك و عالم حاضر باشد ، و به اين معنى ، بر شىء خارج صادق است . چه آن خارجى ، چيزى است كه صورتش در نزد عالم حاضر است ، نه بر داخل .
چه ، براى صورت ، صورتى نيست و الّا تضاعف صور مىشود ، الى غير النّهاية ، و بعبارة اخرى : مدرك بالذّات ، آن است كه « ما فيه ينظر » باشد و اين هم بر خارجى صدق كند . چه ، داخلى « ما به ينظر » است ، نه « ما فيه ينظر » و وجودى ندارد ، مگر به طور حكايت و نمود .
و در اين سئوال و جواب ، تفاوت نيست ميانهء دو طريق كه « انطباع » و « انشاء » باشند . و اين انشاء و جعل و همچنين ، محسوس « بالذّات » و « بالعرض » از احكام مشتركهء محسوسات خمسه است كه آن ، صورت منشأ نفس محسوس بالذّات است در هر يك ، و آن ذو الصّورة ، محسوس بالعرض و امر به عكس است ، بنا بر معنى دوّم .
فصل : بدان كه معنى ديگر نيز هست ، براى محسوس بالذّات و بالعرض ، و آن معنى ، آن است كه : اثرى در نزد حسّ داشته باشد و وصف آن به محسوسيّت ، وصف به حال خودش باشد . اين ، محسوس بالذّات است و اگر اثرى در نزد حسّ نداشته باشد و وصف آن به محسوسيّت ، وصف به حال متعلّقش باشد ، محسوس بالعرض است .
و به عبارت ديگر : محسوس « بالذّات » آن است كه در اتّصاف به محسوسيّت ، واسطه در عروض نداشته باشد ، كو واسطه در ثبوت داشته باشد ، و محسوس « بالعرض » آن است كه واسطه در عروض داشته باشد و اتّصاف ، مانند اتّصاف جسم به حركت عرضيه باشد ، چون اتّصاف جالس سفينه ، به حركت .
مثلا مىگوئى : « ديدم پدر زيد را » و معلوم است كه شخص او را ديده ، و صورت
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٨٨